{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_جنایت🔪

#عشق_جنایت🔪
پارت ۱۵

لیا:به کتفم

ینا:یه چشم غره ی زیر به لیا زدم و رفتیم

لیا:من و ینا بلند شدیم و از پسرا دور شدیم و رفتیم طرف استیجی که سوهو داشت سخنرانی میکرد...

لیا:از پله های استیج بالا رفتیم و سوهو وقتی ما رو دید یکم تعجب کرد و من و ینا بغلش وایسادین و وقتی بشکن زدیم...(فیششش مثلا خون😂👍)

یون هون:چ.....چه؟؟؟(زبونش بند اومده)

جیمین/تهیونگ:وایسا چی؟؟؟؟

ینا:یه پوزخند زدیم و اومدیم پیش پسرا

لیا:بریم

جیمین:چر...

لیا:بریم(داد)

(سوار ماشین شدن و رسیدن خونه)

جیمین:بیام تو؟(در زدن)

لیا:اوهوم بیا

جیمین:میخواستم بگم که تو مهمونی من به شوگا گفتم که بیاد عضو مافیای ما بشه

لیا:اووو همون پسر جدیده ؟

جیمین:آره دیگه

لیا:اوکیه بگو بیاد

ویو جیمین:رفتم پایین و زنگ زدم شوگا...

شوگا:الو بله؟؟

جیمین:بیا اینجا به لیا گفتم قبول کرد

شوگا:باشه خوبه میام

جیمین:لوکیشن میدم بهت

(پایان تماس)

(پرش زمانی یک ساعت بعد)

جیمین:خوش اومدی بیا اینجا

جیمین:(در زدن)

لیا:بیاین تو

ویو جیمین:درو که باز کردم دیدم لیا تو اتاق کار هاش یه لباس باز پوشیده و لم داده رو صندلی و پاهاش رو گذاشته میز

شوگا:علیک(بعله😂👍)

لیا:سلام خب شما می‌خواستین عضو مافیای ما بشین؟؟

شوگا:آره

لیا:اوکیه...

ادامه دارد:-)
دیدگاه ها (۰)

#عشق_جنایت 🔪پارت 16لیا:اوکیه....خوب...اجوما(داد)اجوما:بله خا...

#عشق_جنایت 🔪‌پارت17لیا:کجا میخوای بری؟یِنا:چیزی....(میره در ...

#عشق_جنایت 🔪پارت14م‌یا:داشتیم با دخترا حرف میزدیم که....اون ...

#عشق_جنایت 🔪پارت13ویو صبح:لیا:بیدار شدم دیدم جیمین نیست سریع...

فیک شوگا~~قرار نبود ولی عاشقت شدم ~~پارت۳

مافیای من part: 27 ...

ما نمیتونیم عاشق هم باشیم: 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط