{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک

فیک
ارزو دختران
پارت ۴
لونا:هی تهیونگ کجا میریم؟
تهیونگ:هیچ میریم تو یکی از اتاقا
لونا:واسه چی
لوناویو:یس قرارهههههههه ……





لوناویو:بردم تو اتاق دستاشو دور کمرم حلقه کردو یه بوسه روی لبم گذاشت و اروم گذاشنم رو تخت لباسامو اروم در اورد ولی یدفه یکس درو باز کرد یونا بود🙂جینی:هی دارین چیکار میکنی





تهیونگ و لونا:دروووووووو بببببببندددد
جینی:اوکی راحت باشین راحت راحت
کوک:هی یونا نمیشه پیشم بمونی
یونا:چی ها باشه



یوناویو:دستمو کشیدد و خوابوندم رو تخت و دستاشو دور کمرم حلقه کردو خوابید.



این پارت کوتاه بود چون داستان کوتاهه بعدی اخرین پارته.
اد :بوس🍷
دیدگاه ها (۵)

از جذابیتش دارم جر میخورم

فیک جدید می خوام بزارم از ته ته

از خفنم گذشته🍷

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

رمان خون‌آشام من پارت ۳تهیونگ و کوک سوار موتور شدن و تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط