{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک سرنوشت تو و گذشته من پارت

فیک (سرنوشت تو و گذشته من) پارت۳ .
- - - - - - -- - - - - - -- - - - --
کوک: اره دوستشون دارم عاشقشونمممم...بهههه توچه ( یهو جیمین کتاب رو از کوک میگیره و تحویل تهیونگ میده ) نههههه بدهههه...( پاش رو میکوبه زمین) ...مالهههمنهههه قسمت حساس رمان بودم
تهیونگ: قیمتش چنده ؟ آقا
جیمین : ۲۵۰ هزار قابل نداره اجوشی
کوک: ....پسسس بدهههههه
جیمین: ببخشید اون یکم ..خوله بعد درست میشه
کوک: ....بدههههههه....مالههههه منهههههه بدششششششش
تهیونگ : ممنون ( از کتابخانه خارج میشه ) اوخی کیوت کوچولو امیدوارم خونت هم مثل خودت خوشمزه باشه همین الانم بد مستم کرده ( یک ساعت بعد سکوت کتابخانه رو عر عر های کوک شکونده بود )
جیمین: کوک انقد عر نزن یک کتاب دیگه بردار
کوک: خفههههه اون...مالههههههه من بوددددد کتاببببب ممننن بوددددد راستی گردنبند نه...نه شتتتت
( از کتابخانه میزنع بیرون حالا باید چیکار میکرد گردنبند تنها چیزی بود که از مادرش داشت و حالا گردنبند داخل اون کتاب بود و دست تهیونگ )
کوک: وای حالا کجا پیداش کنم....نهههههه...چرا باید گردنبند رو لای کتاب میزاشتم ( ناگهان صدای آه ناله ای میشنود و.....
آدامه دارد شرط لایک ۹ تا کامنت سه تا
تو خماری بمونید....(: 😈👍
دیدگاه ها (۳)

قشنگه رمانش

فیک( سرنوشت تو و گذشته من) پارت۲ - - - - -: ------- - -...

فیک: ( سرنوشت تو و گذشته من).....پارت۱. - - - ( قصر تهیونگ...

‹ قلدر عاشق ›« پارت دوم »« فلش بک به زنگ خونه »کوک جلوی در م...

«آخرین امید من»اتاق تمرین ساکت و خالی بود، فقط نور ملایم چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط