رمان فرفری من
رمان فرفری من
پارت هجدهم
همون شب یک کت و شلوار کرم خرید و برای عقدشان یک لباس سفید قشنگ خرید.
همون شب اتفاقا مین سو یک کت و شلوار برای عقد و یک لباس ساده ولی قشنگ هم برای خواستگاری.
۲ روز گذشت.....
خواستگار اومد البته رزی هم اومد و در گوش جنی گفت: واقعا خوشتیپ و قشنگه خیلی به درد هم میخورید.
بعد خواستگاری را برای بار دوم که اومدند قبول کردند و فرداش رفتند دوتا حلقه قشنگ با هم خریدند و پس فردا آن شب با هم عقد کردند و خوش بخت شدند.
یک سال بعد با هم ازدواج کردند و بعد از یک سال یک دختر قشنگ و خوشگل به نام بورا گذاشتند.
پایان
و این از رمان من امیدوارم که دوست داشته باشید.....
بچه ها برای ادامه پست رمان جدید بزارم یا سکانس ها ی جوکر؟
حتما در کامنت این پست بگذارید......
پارت هجدهم
همون شب یک کت و شلوار کرم خرید و برای عقدشان یک لباس سفید قشنگ خرید.
همون شب اتفاقا مین سو یک کت و شلوار برای عقد و یک لباس ساده ولی قشنگ هم برای خواستگاری.
۲ روز گذشت.....
خواستگار اومد البته رزی هم اومد و در گوش جنی گفت: واقعا خوشتیپ و قشنگه خیلی به درد هم میخورید.
بعد خواستگاری را برای بار دوم که اومدند قبول کردند و فرداش رفتند دوتا حلقه قشنگ با هم خریدند و پس فردا آن شب با هم عقد کردند و خوش بخت شدند.
یک سال بعد با هم ازدواج کردند و بعد از یک سال یک دختر قشنگ و خوشگل به نام بورا گذاشتند.
پایان
و این از رمان من امیدوارم که دوست داشته باشید.....
بچه ها برای ادامه پست رمان جدید بزارم یا سکانس ها ی جوکر؟
حتما در کامنت این پست بگذارید......
- ۱.۴k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط