رمان فرفری من

رمان فرفری من
پارت شانزدهم

دانشگاه با یک پسری با هم آشنا شدیم
مامان جنی: دیگه چه خبرا؟(میخواست کتک بزنه)
جنی: بزار توضیح بدم بعدش کتک بزن بعدش امروز از من خواستگاری کرد
مامان جنی: پس مبارکه لی لی لی دختر قشنگم
جنی خوشحال شد چون مامانش راضی شده بود.
مامان جنی خواست بره بیرون گفت: شماره خودشو یا مامانشو نداری؟
جنی: شماره خودشو دارم فردا یا امروز بهش پیام میدم شماره خونشون یا شماره مامانشو بده
مامان جنی : باشه منتظرم
مامان جنی اومد داستان را برای بابای جنی و سوجو گفت و آن ها بلند گفتند مبارکه.
جنی به مین سو پیام داد شماره مامانشو بفرست تا با مامان من صحبت کنن برای خواستگاری.
مین سو پیام داد: واقعا؟
جنی: آره واقعا عزیزم♡
مبن سو شماره خونشون را فرستاد و با خوشحالی به مامانش گفت: مامان مین سو شماره خونشون را فرستاد.
مامان جنی: اسمش مین سوعه؟
جنی: آره
مامان جنی: چه قشنگه

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱)

رمان فرفری منپارت هفدهممامان جنی ادامه داد: سنش اصلا ببینم ب...

رمان فرفری منپارت هجدهمهمون شب یک کت و شلوار کرم خرید و برای...

رمان فرفری من پارت پانزدهمیک سال بعد........از دانشگاه جنی ی...

سلام بچه هاببخشید توی این چند مدت رمان را نذاشتم ولی امروز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط