{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راحت بخواب ای شهر آن دیوانه مرده است

راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده است

در پیله ی ابریشمش پروانه مرده است!


در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست

آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است


یک عمر زیر پا لگد کردند او را

اکنون که می‌گیرند روی شانه، مرده است

 

گنجشکها ! از شانه‌هایم برنخیزید

روزی درختی زیر این ویرانه مرده است


دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش

آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است...
دیدگاه ها (۲)

پلنگ سنگی دروازه‌ های بسته شهرم مگو آزاد خواهی شد که من زندا...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماهکه ز دیدار تو دیوانه ترم ...

فردا اگر بدون تو باید به سر شودفرقی نمی کند شب من کی سحر شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط