{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دستی ز دلسوزی به موهایم بکش جانم

بیا دستی ز دلسوزی به موهایم بکش جانم
بیا این خستگی‌ها را بده با وصل، پایانم
بیا محتاج لبخندت دلم سرتاسرش دردست
که حتی یاد لبخندت شود دارو و درمانم
بیا این لیلی بی‌دل مگر تاب سفر دارد
بیا ای سخت در جانم، تو را لیلی، من آسانم
بیا کاین یاد گیسویت مرا مخمور عالم کرد
شنیدی قصه‌ی لیلا؟ اگر نشنیده‌ای، آنم
بیا ای راز اشعارم، هجوم شعله‌ی جانم
اگر آیی چه اشعاری برای بودنت خوانم
بیا ای کهنه عشق من دلم بی حد غم آلودست
و از جور فراق این‌سان به سان شمع گریانم
بیا آخر چرا سهمم چنین بی‌التفاتی شد!
چرا آتش بشد جانم، چرا درگیر عصیانم؟
بیا ای بی‌وفا یارم، همایونم، دلم خونست
اگر پروانه‌ی جانی، من آن شمع غریبانم
بیا، گفتم به خود: حوری! برو بگذر ز اصرارت
شکستم هر شب و هرشب ز عشقت عهد و پیمانم
دیدگاه ها (۴)

یه "دنیا"غریبم...!!کجایی عزیزم..!! بیا تا "چشامو"توچشمات"بری...

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ. ..‌‌.ﺑﮕﻮ … ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮﭼــﻪ ﻓـــﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩﺍﺯ ﻣ...

تورا چون نسیم صبا دوست دارم تورا چون حدیث وفا دوست دارمچو حل...

شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ای ...

فیک پری کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط