ات نمیشه تفنگ که بچه بازی نیست
" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟕
♧ ات نمیشه تفنگ که بچه بازی نیست
+ یعنی الان من بچه ام ؟
♧ آره تو هنوز کوچولویی
+ نیستممممممم..مردک من بیست و چهار سال فاکینگ سن دارم * جیغ *
♧ یاااا گوشام کر شد * با دستش گوش هاشو گرفته *
+ حقته *اخم*
♧ جوجه * خنده *
+ نیشتو ببند *اخم *
♧ باشه باشه من تسلیم * دستاشو برده بالا ، سعی در نخندیدن *
+ همون اولش باید قبول میکردی
♧ من که قبول نکردم
+ یااااا همین الان گفتی
♧ ات کار با تفنگ به درد تو نمیخوره
+وای میخوام یاد بگیرم
♧ خوب چرا
+ چرا نداره دیگه میخوام یاد بگیرم
♧ نمیشه
+ باشه بابا اصلا نخواستم * بلند شد بره اتاقش *
♧ ات..آبجی قهر نکن دیگه
................................
* صدای زنگ گوشی *
– کوک؟
* تماس رو وصل کرد *
–بنال
@ یا نمیشه یه بار هم که شده با من درست حرف بزنی
–میگی یا قطع کنم
@ ساعت رو نگاه کردی یه ساعت دیگه پرواز داری
– خوب به تو چه
@ یعنی چی به تو چه چهار ساعته دم در منتظرتم تازه جیمین هم هست
–اونجا چه غلطی میکنین
@ آیکیو منتظر توییم دیگه
–خودم میرم نیاری نیست بیاین
@ نمیشه منتظرم تا ده دقیقه دیگه پایین نباشی در خونتو میشکنم * گوشی رو قطع کرد *
–الان رو من قطع کرد * خنده حرصی *
* چند دقیقه بعد *
تهیونگ چمدون بدست در خروجی خونش روباز کرد و با جونگکوک که به ماشین تکیه داده بود و جیمینی که داخل ماشین نشسته بود روبه رو شد
جیمین با دیدن تهیونگ از ماشین پیاده شد و اومد سمتش
÷سلام چمدونم رو بده من
–ممنون
@به به جناب کیم قدم رنجه فرمودین
– تو آدم بشو نیستی
@ لطف داری
÷ بسه دیگه بیاین بریم
@..........
ادامه دارد .......
شرمنده بابت تاخیر
( خیلی چرت شده میدونم 😑 )
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟕
♧ ات نمیشه تفنگ که بچه بازی نیست
+ یعنی الان من بچه ام ؟
♧ آره تو هنوز کوچولویی
+ نیستممممممم..مردک من بیست و چهار سال فاکینگ سن دارم * جیغ *
♧ یاااا گوشام کر شد * با دستش گوش هاشو گرفته *
+ حقته *اخم*
♧ جوجه * خنده *
+ نیشتو ببند *اخم *
♧ باشه باشه من تسلیم * دستاشو برده بالا ، سعی در نخندیدن *
+ همون اولش باید قبول میکردی
♧ من که قبول نکردم
+ یااااا همین الان گفتی
♧ ات کار با تفنگ به درد تو نمیخوره
+وای میخوام یاد بگیرم
♧ خوب چرا
+ چرا نداره دیگه میخوام یاد بگیرم
♧ نمیشه
+ باشه بابا اصلا نخواستم * بلند شد بره اتاقش *
♧ ات..آبجی قهر نکن دیگه
................................
* صدای زنگ گوشی *
– کوک؟
* تماس رو وصل کرد *
–بنال
@ یا نمیشه یه بار هم که شده با من درست حرف بزنی
–میگی یا قطع کنم
@ ساعت رو نگاه کردی یه ساعت دیگه پرواز داری
– خوب به تو چه
@ یعنی چی به تو چه چهار ساعته دم در منتظرتم تازه جیمین هم هست
–اونجا چه غلطی میکنین
@ آیکیو منتظر توییم دیگه
–خودم میرم نیاری نیست بیاین
@ نمیشه منتظرم تا ده دقیقه دیگه پایین نباشی در خونتو میشکنم * گوشی رو قطع کرد *
–الان رو من قطع کرد * خنده حرصی *
* چند دقیقه بعد *
تهیونگ چمدون بدست در خروجی خونش روباز کرد و با جونگکوک که به ماشین تکیه داده بود و جیمینی که داخل ماشین نشسته بود روبه رو شد
جیمین با دیدن تهیونگ از ماشین پیاده شد و اومد سمتش
÷سلام چمدونم رو بده من
–ممنون
@به به جناب کیم قدم رنجه فرمودین
– تو آدم بشو نیستی
@ لطف داری
÷ بسه دیگه بیاین بریم
@..........
ادامه دارد .......
شرمنده بابت تاخیر
( خیلی چرت شده میدونم 😑 )
- ۸.۲k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط