{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فال من را بگیر و جانم را

فال من را بگیر و جانم را
من از این حال بی کسی سیرم
دست فردای قصه را رو کن
روشنم کن چگونه میمیرم

من به تعبیر خواب مشکوکم
هر کسی خواب عشق را دیده ست
صبح فردای غرق در کابوس
رو به دستان قبله خوابیده است

من به رفتار عشق مشکوکم
در دل مشتِ بسته اش چیزی است
روی رویَش شکوه شیراز است
پشت رویش قشون چنگیزی است

توی تنهایی خودم بودم
یک نفر آمد و سلامی کرد
توی این شهر خالی از مردم
یک نفر داشت کودتا می کرد

به وجود آمدم که داغت را
پشت دستان خود نگه دارم
مثل دنیای بعد اسکندر
تخت جمشید بعد از آوارم

تخت جمشید بعد از آوارم
سرستون های من ترک خوردند
بعد باران تیر باریدند
هرچه بود و نبود را بردند

سر بچرخان و باز جادو کن
مال دنیای خر شدن هستم
بوسه ها را به جان من انداز
مرد این جنگ تن به تن هستم
دیدگاه ها (۱)

آمدی لیلی... ولی  دیر آمدیدلخوشی ها رفته، دلگیر آمدی آمدی لی...

از سر زلف تو پیداست که "سر" می خواهیاز فروپاشی یک شهر خبر می...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎ...

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویسدرد دل یا که گله ،هر چه که خ...

پارت ۴۸

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷³همین که برگشتم نگاهم افتاد روی تهیونگ...

Intertwined fate of two enemies-part 1

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط