{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدمهایت را یواش تر بردار!

قدمهایت را یواش تر بردار!

بگذار به پایان نرسد این خیابان.

نمی دانم کی دوباره همقدمی با پاهایت نصیب پاهایم خواهد شد؟

بمان تا تمامی لحظاتم را به نامت کنم.
دیدگاه ها (۱)

خنده هایم را میان نگاه پر غمت جا گذاشتماگر میان بغض هایت پید...

عزیزم ...هی می آیی و می روی ....میترسم آخرش...یک روز پاه...

عزیزم وقتی از کسی که دوستش داری هیچ خبری نیست،اصلا نگرانش نب...

من اگر عاشقانه می نویسم ،نه عاشقـم !، نه شکست خورده ...فقط م...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

فصل دومپارت بیست و ششم | دوباره از نوبعد از آن شب...برای اول...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط