{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت تنهایی این پنجره ها

پشت تنهایی این پنجره ها

چه به صف آمده غم های دلم

یک نفر نیست مگر پنجره را باز کند
...
قصه دیدنم آغاز کند؟

دلم از پرده به جان آمد و از شیشه شکست

چشم من خیره به راه ، ز دلم می پرسد

آخه باید ز کجا تا به کجا..؟

تا به کی تکیه به دیوار در این چلّه نشست؟

در دلم پنجره ای رنگ سکوت است
دیدگاه ها (۳)

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

من در میانِ دستهایت لانه ای دارمدر لابلای چشمهایت خانه ای دا...

چشمهای تو جدی ترین حادثه در جهان استآن تیرگی براق پشت پلکهای...

سکوت پیستPart:⁹(ویو مری)صدای ماشین این یوپ توی سکوت شب گم شد...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۳۸ ✦ اتاق در سکوت مطلق فرو رفته بود...

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط