پارت
𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷
پارت : ۲۶
ویو ا.ت
با صدای الارم گوشیم بیدار شدم نگاهی به ساعت کردم... واییی من چرا انقدر خوابیدممم ساعت دهه ! وای دانشگاه من فقط واسه یه هفته اجازه گرفتممم
با عجله صورتمو شستم و مسواک زدمو بعد تند تند از پله ها رفتم پایین جونگکوکو دیدم که روی کاناپه ریلکس کرده و بیخیال داره تو گوشی میگرده
رفتم بالاسرش
+ کله پوک دانشگاه دیر شددد
سرشو اورد بالا نگاهی بهم انداخت بعد با طعنه گفت
- سلام و صبح بخیر
صورتم سرخ شد پس ادبم کجا رفته ؟ اها فهمیدم از دست مستر جئون قهر کرده رفته خونه ننش ایشش
+ سلام اقای جئون محض اطلاعت دانشگاه دیر شددد ( حرص )
پوزخند زد
- کسی که کله پوکه فعلا تویی الان اخر هفته اس
جدی ؟
اروم نشستم رو کاناپه و بهش خیره شدم دوباره سرشو کرد تو گوشی ( چقدر ا. ت شبیه مامانم حرف میزنه...)
+ تا حالا کسی بهت گفته چقدر نیم رخت خوشگله ( اروم )
یه دفعه فهمیدم چه غلطی کردم محکم دستمو گذاشتم رو دهنم
اونم همینجوری که سرش تو گوشی بود نیشخند زدو گفت
- معلومه که گفتن عروسک
+ اعتماد به مریخو باش ( خجالت . اروم )
بلند شدمو رفتم سمت آشپز خونه هیچ کی توش نبود حتی اجوما فک کنم تنها کسایی که الان تو عمارتن ما دوتا و بادیگاردا باشیم
دوباره این سوال اومد تو ذهنم... چرا بادیگاردا نگام نمیکنن ؟ حتی وقتی باهاشون حرف میزنم هم سرشون پایینه و نگام نمیکنن
رفتم سمت یکیشون به محض اینکه رفتم سمتش سرشو انداخت پایین
+ هی عمویی اجوما کجاست ؟
( خوشگلا کلا علامت کسایی که زیاد مهم نیست اینه : • )
• خانم ، اجوما و بقیه ی خدمتکارا امروز و فردا مرخصی هستن
که اینطور... البته چیز عجبیم نیست چون الان اخر هفتس
+ موقعی که باهات حرف میزنم باید سرت بالا باشه موقعی که پایینه انگار بهم بی احترامی شده
• خانم من قصد بی احترامی ندارم واسه این سرم پایینه چون اجازه ندارم به شما به مدت طولانی نگاه کنم
+ کی همچین قانون مسخره ای رو گذاشته مگه من جواهری چیزیم که حق ندارید بهم نگاه کنید ( عصبی )
¥ عزیزم این قانونو ارباب گذاشته
+ اجومااا مگه شما مرخصی نبودید ؟
¥ هنوزم مرخصی ام و فقط اومدم سری بزنم
+ اجوما میشه بگی چرا کوک باید همچین قانونی بزاره ؟
¥ عزیزم این بادیگاردایی که میبینی خیلیهاشون ادمای کثیفی هستم و میتونن باعث اذیت و ازارت بشن ارباب برای راحتی خودت این قانونو گذاشته در ضمن تو فرقی با جواهر نداری عزیزم ( لبخند )
گونه هام گل انداخت
اجوما لبخند ملیحی زد
¥ عزیزم ارباب دارن دوش میگیرن موقعی که تموم شد حوله و وسایل لازم رو لطف کن و برای ایشون ببر چون من الان میخوام برم
گرچه چندان راضی نبودم ولی خب بد نیست یه نگاهی به هیکل کوک بندازیم مگه نه ( دختره ی هیز 😂 )
+ باشه اجوما خیالت راحت
¥ واقعا ممنونم عزیزم
بعدش رفت... به سلامت 😂
فک کنم وقتشه یه سری به کوک بزنم...
ادامه دارد...
____________________________
عیدتون مبارک خوشگلا ❤
و نودتاییمون مبارک بریم برای صدتایی شدن 🎀
پارت : ۲۶
ویو ا.ت
با صدای الارم گوشیم بیدار شدم نگاهی به ساعت کردم... واییی من چرا انقدر خوابیدممم ساعت دهه ! وای دانشگاه من فقط واسه یه هفته اجازه گرفتممم
با عجله صورتمو شستم و مسواک زدمو بعد تند تند از پله ها رفتم پایین جونگکوکو دیدم که روی کاناپه ریلکس کرده و بیخیال داره تو گوشی میگرده
رفتم بالاسرش
+ کله پوک دانشگاه دیر شددد
سرشو اورد بالا نگاهی بهم انداخت بعد با طعنه گفت
- سلام و صبح بخیر
صورتم سرخ شد پس ادبم کجا رفته ؟ اها فهمیدم از دست مستر جئون قهر کرده رفته خونه ننش ایشش
+ سلام اقای جئون محض اطلاعت دانشگاه دیر شددد ( حرص )
پوزخند زد
- کسی که کله پوکه فعلا تویی الان اخر هفته اس
جدی ؟
اروم نشستم رو کاناپه و بهش خیره شدم دوباره سرشو کرد تو گوشی ( چقدر ا. ت شبیه مامانم حرف میزنه...)
+ تا حالا کسی بهت گفته چقدر نیم رخت خوشگله ( اروم )
یه دفعه فهمیدم چه غلطی کردم محکم دستمو گذاشتم رو دهنم
اونم همینجوری که سرش تو گوشی بود نیشخند زدو گفت
- معلومه که گفتن عروسک
+ اعتماد به مریخو باش ( خجالت . اروم )
بلند شدمو رفتم سمت آشپز خونه هیچ کی توش نبود حتی اجوما فک کنم تنها کسایی که الان تو عمارتن ما دوتا و بادیگاردا باشیم
دوباره این سوال اومد تو ذهنم... چرا بادیگاردا نگام نمیکنن ؟ حتی وقتی باهاشون حرف میزنم هم سرشون پایینه و نگام نمیکنن
رفتم سمت یکیشون به محض اینکه رفتم سمتش سرشو انداخت پایین
+ هی عمویی اجوما کجاست ؟
( خوشگلا کلا علامت کسایی که زیاد مهم نیست اینه : • )
• خانم ، اجوما و بقیه ی خدمتکارا امروز و فردا مرخصی هستن
که اینطور... البته چیز عجبیم نیست چون الان اخر هفتس
+ موقعی که باهات حرف میزنم باید سرت بالا باشه موقعی که پایینه انگار بهم بی احترامی شده
• خانم من قصد بی احترامی ندارم واسه این سرم پایینه چون اجازه ندارم به شما به مدت طولانی نگاه کنم
+ کی همچین قانون مسخره ای رو گذاشته مگه من جواهری چیزیم که حق ندارید بهم نگاه کنید ( عصبی )
¥ عزیزم این قانونو ارباب گذاشته
+ اجومااا مگه شما مرخصی نبودید ؟
¥ هنوزم مرخصی ام و فقط اومدم سری بزنم
+ اجوما میشه بگی چرا کوک باید همچین قانونی بزاره ؟
¥ عزیزم این بادیگاردایی که میبینی خیلیهاشون ادمای کثیفی هستم و میتونن باعث اذیت و ازارت بشن ارباب برای راحتی خودت این قانونو گذاشته در ضمن تو فرقی با جواهر نداری عزیزم ( لبخند )
گونه هام گل انداخت
اجوما لبخند ملیحی زد
¥ عزیزم ارباب دارن دوش میگیرن موقعی که تموم شد حوله و وسایل لازم رو لطف کن و برای ایشون ببر چون من الان میخوام برم
گرچه چندان راضی نبودم ولی خب بد نیست یه نگاهی به هیکل کوک بندازیم مگه نه ( دختره ی هیز 😂 )
+ باشه اجوما خیالت راحت
¥ واقعا ممنونم عزیزم
بعدش رفت... به سلامت 😂
فک کنم وقتشه یه سری به کوک بزنم...
ادامه دارد...
____________________________
عیدتون مبارک خوشگلا ❤
و نودتاییمون مبارک بریم برای صدتایی شدن 🎀
- ۶.۴k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط