{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من می گفت:

به من می گفت:
"چشم های تو مرا به این روز انداخت...
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده
تاب و تحمل نگاه های تو را نداشتم
نمی دیدی که چشم بر زمین میدوختم!؟"
به او گفتم:
"در چشم های من دقیق تر نگاه کن
جز تو
هیچ چیزی در آن نیست..."
دیدگاه ها (۶)

اگه آدم بره پیِ دلشممکنه بسوزه ولی هیچوقت بازنده نیست ...

خروشِ موج با من می کند نجوا :"که هرکس دل به دریا زد، رهایی ی...

"سال های سال به اون لحظه فکر کرده بودم، آرزو می کردم بهش برس...

تصمیم گرفتم از او راهنمایی نخواهمبعضی از آدم‌ ها حس می‌کنند ...

به او #نگاه کردم.ازجا پرید!دست انداخت زیر چانه‌ی من و با چنا...

زمستان بود…دلِ زمینبه برفگرم بود.دلِ منبه تو.چه شد؟کجا رفتآن...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط