{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اول از خوبی ، خطابم می کند

اول از خوبی ، خطابم می کند

بعد با یک “نه ” جوابم می کند   !

 

جُرعه جُرعه جُرعه می بخشد به من

مست می سازَد ، شرابم می کند

 

خشت خشتِ جان من در دستِ اوست

زیرِ پای خود خرابم می کند

 

قطره ، قطره ،آبرویم می بَرَد

از خجالت گاه آبم می کند

 

تا که گیسو می سپارَد دستِ باد

مو به مو دارد عذابم می کند

 

پرسشی همواره در ذهن ِ من است

می رود یا کامیابم می کند؟!

 

کاش می دانستم این حوّاصفت

داخلِ آدم حسابم می کند !

 

باغبانِ کاشیِ روح ِ من است !

می بَرَد قمصر ، گلابم می کند

 

شب ، حضورِ مبهمِ گیسوی اوست

بر مدارِ شب، شهابم می کند

 

عاقبت با تابشِ چشمانِ خویش

ذرّه ، ذرّه، آفتابم می کند !
دیدگاه ها (۱)

خدایا میروم خسته بدنبال نفس هایمکمی دورتراز این دوزخاز این ح...

ღآسمان بارانیست...همگی میگذرند...چتردارن به دست...تانباردبار...

ازاین به خمره نشستن، ازاین خراب شدنچقدر فاصله مانده است تا ش...

به فرق نازنینش کی اثر میکرد شمشیر ...گمانم ابن ملجم وقت ضربت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط