{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو
نمی آیدبه همراهم،به شهر چشمهای تو

نمی آید نمیخواهد،دگر او در طپش هایش
طنین عاشقی هایم، به آهنگ صدای تو

گمانم این دل عاشق،کمی عاشقتر ازپیش است
کمی عاشق تراز روزی، که بوده او برای تو

گمانم روی خاک او،قدم برداشته یک تن
کسی با جای پاهایی، شبیه ردپای تو

گمانم لمس کرده او،نفسهای دلی زیبا
دلی زیباتر از قلبت،نشسته او به جای تو

گمانم دردهای او،شده درمان که مشتاق است
عطش دارد دوباره او، بگردد مبتلای تو،،
دیدگاه ها (۲)

* اعتـــــــراف می کنـــــم ...! محتـــــاج حس"نفس...

‌ ...

بلاتکلیف مانده اممیان آدم هاآدمند یا بازیگر؟و من لابه لای ای...

«همه»،«یادشان میماند»،«با آنها» چیکار کردین، ولی،«یادشان نمی...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

......غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،ب...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط