{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو
نمی آیدبه همراهم،به شهر چشمهای تو

نمی آید نمیخواهد،دگر او در طپش هایش
طنین عاشقی هایم، به آهنگ صدای تو

گمانم این دل عاشق،کمی عاشقتر ازپیش است
کمی عاشق تراز روزی، که بوده او برای تو
گمانم روی خاک او،قدم برداشته یک تن
کسی با جای پاهایی، شبیه ردپای تو

گمانم لمس کرده او،نفسهای دلی زیبا
دلی زیباتر از قلبت،نشسته او به جای تو

گمانم دردهای او،شده درمان که مشتاق است
عطش دارد دوباره او، بگردد مبتلای تو،،
دیدگاه ها (۲)

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا و آن...

تا اومدم که پاک کنم اشکاتو از رو گونه هاتگفتی بذار گریه کنم ...

هر شب زغم عشق تو من خواب ندارمفکر دل من کن که دگر تاب ندارمب...

بدرقه می کرد با چشمانش هرآمد وُ شدی در خیابان و تنهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط