{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو
نمی آیدبه همراهم،به شهر چشمهای تو

نمی آید نمیخواهد،دگر او در طپش هایش
طنین عاشقی هایم، به آهنگ صدای تو

گمانم این دل عاشق،کمی عاشقتر ازپیش است
کمی عاشق تراز روزی، که بوده او برای تو

گمانم روی خاک او،قدم برداشته یک تن
کسی با جای پاهایی، شبیه ردپای تو

گمانم لمس کرده او،نفسهای دلی زیبا
دلی زیباتر از قلبت،نشسته او به جای تو

گمانم دردهای او،شده درمان که مشتاق است
عطش دارد دوباره او، بگردد مبتلای تو

دیدگاه ها (۱)

بی‌تو اندیشیده‌ام کمتر به خیلی چیزهامی‌شوم بی‌اعتنا دیگر به ...

ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانیمنمیدانم آنسو ...

آرام جانم میشوی .پشت وپناهم میشوی؟من خسته ازبی مهریم!تومهربا...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

......غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،ب...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط