ویو آت
ویو آت
بغضم گرفت
م..من برده نیستم
-هستی هستییی اتتتت (عربدع)
جیمین دستشو گذاشت رو شونم
=نمیخوام طرفشو بگیرم اما زیاده روی کردی آت...
چند روز بعد
ویو جونگکوک
چند روز بود آت و ندیدم فک کنم چون ایندفعه زیاد روی کردم میدونم...با مایع های سمی بدنشو سوزندم و روش و شلاق زدم و بعدش که تاول زدن با سوزن داغ تاول هاشو ترکوندم...خب حقش بود
÷ارباب خوبی؟
-اره چطور
÷اخه تو فکر بودید
-چیزی نیست تو میتونی بری تو آکواریم
÷اربابببب (مظلوم)
-بیخیال همونجا بمون...امروز یه جشن بزرگ داریم و قرارع بری تو اون آکواریوم وسط عمارت
÷چه جشنی؟
-جیمین عاشق یه نفر شده قرارع بهش اعتراف کنه
÷اوووو یه پریه؟
-اوهوم
که با ذوق بیشتر گفت
÷تو عمارته؟نکنه اتههععع
-من نمیدونم کیه ولی از این عمارتع
÷اهان
-خوبی؟
÷اره عالیم...
- جدی دارم میگم
÷یکمی حالم بده
به نظرتون جیمین عاشق کی شده؟
بغضم گرفت
م..من برده نیستم
-هستی هستییی اتتتت (عربدع)
جیمین دستشو گذاشت رو شونم
=نمیخوام طرفشو بگیرم اما زیاده روی کردی آت...
چند روز بعد
ویو جونگکوک
چند روز بود آت و ندیدم فک کنم چون ایندفعه زیاد روی کردم میدونم...با مایع های سمی بدنشو سوزندم و روش و شلاق زدم و بعدش که تاول زدن با سوزن داغ تاول هاشو ترکوندم...خب حقش بود
÷ارباب خوبی؟
-اره چطور
÷اخه تو فکر بودید
-چیزی نیست تو میتونی بری تو آکواریم
÷اربابببب (مظلوم)
-بیخیال همونجا بمون...امروز یه جشن بزرگ داریم و قرارع بری تو اون آکواریوم وسط عمارت
÷چه جشنی؟
-جیمین عاشق یه نفر شده قرارع بهش اعتراف کنه
÷اوووو یه پریه؟
-اوهوم
که با ذوق بیشتر گفت
÷تو عمارته؟نکنه اتههععع
-من نمیدونم کیه ولی از این عمارتع
÷اهان
-خوبی؟
÷اره عالیم...
- جدی دارم میگم
÷یکمی حالم بده
به نظرتون جیمین عاشق کی شده؟
- ۵.۶k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط