{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 1
برادر ناتنی
ات: مامان دارم بهت میگن من از ازدواج شما راضی نیستم
م. ات: خب من دوسش دارم پدرت پول داره دیگه لازم نیست بری کار کنی
ات: پول؟ پول انقدر مهمه؟ اگه پول داره پس برام خونه مجردی بگیر
م. ات: اووووووووو چه غلطا
ات: ولی من مخالفم
م. ات: مگه تو میخوای ازدواج کنی
ات: هوففففف من چکارت دارم اصلا برو با هرکی میخوای از دواج کن
م. ات: همینو میخواستم بشنوم
ات: من میرم دیگه دیرم میشه
م. ات: برو فعلا
ات: رفتم بیرون ی تاکسی گرفتم رفتم محل کارم نگاهی به ساعت کردم.......... وای نه دیرم شده به راننده گفتم که سریع تر بره....................... بلاخره رسیدم ولی خیلی دیر شده مطمعنم الان اقای سو گیر میده وارد سالن شدم
مینسو: چرا انقدر دیرکردی؟
ات: اقای سو اومده؟
مینسو: از شانس خوبت نه
ات: وای خداروشکر
مینسو: امروز یه تازه وارد اومده
ات: واقع تواز کجا میدونی
مینسو: هم اتاقی ماعه
ات: عه واقع کی هست
مینسو: پارک جیمین
ات: پارک؟
مینسو: اره چطور
ات: هیچی
مینسو: اتتتتتت اقای سو اومدد
ات: بریم، بریم
مینسو: سلام اقای سو امروز دیر اومدین
سو: سرم شلوغ بود
ات: اها
سو: هی تو
ات: من؟
سو: اره.... بروبقیه رو جمع کن
ات: عا...... بله چشم...... این همه ادم چرا من... هوف رفتم همرو جمع کردم
سو: خب امروز ی خبر نگار تازه وارد داریم پارک جیمین خودت رو معرفی کن
جیمین: سلام من جیمینم از دیدنتون خوشحالم امید وارم خاطره های خوبی رو پیش هم داشته باشیم
سو: خب جیمین ات ومینیو هم اتاقی های تو هستن
جیمین: بله میدونم
ات:واوووووووووو چقدر جذابه
اهم..... مرض تو خودت دوست پسر داری.... جلسه تموم شد ورفتیم تو اتاق خودمون بدون هیچ حرفی شروع به کار کردیم
مینسو: ات این پارک جیمین خیلی کراشه نه؟
ات: الان میشنوه
مینسو: میگم که بشنوه
ات: پس بزار کارت رو راحت تر کنم
مینسو: نکن
ات: بلند میگه» مینسو گفنی روی کی کراشیییی؟
جیمین:«مشکوک نگاشون میکنه»
مینسو: ها من گفتم؟
ات: اره گفتی این تازه وارد.....
مینسو:«میره جلوی دهن ات رو میگیره»
جیمین تک خنده ای میکنه
جیمین: زیاد میشنوم«بالبخند»
ات: اووو چه تز خود راضی
جیمین: شاید
مینسو: واقع کی بهتون گفته تا حالا
جیمین: راستش انقدر زیاده نمی دونم کیا گفتن
ات: یاااااا پسر اعتماد بفس ترو اگه درخت گیلاس داشت روزی سه تا هلو میداد
جیمین: خب واقع جذابم
مینسو: عرررررر
ات: خب دیگه به کاراتو برسید.....
ویو شیش ساعت بعد ساعت هفت شب:
دیدگاه ها (۵)

رفتیم تو اکسپلوررررررررررررررررر

سلام بچه ها رمان جدیدمون از جیمینه که مافیایی هست ودوفصل هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط