کنار جاده میمانم که شاید رد شوی یکشب
کنار جاده میمانم که شاید رد شوی یکشب
دلم آن تک سواری را که میخواهد شوی یکشب
ببین رّدِ نگاهم را که خشکیده به راه تو
واین سیلاب اشگی را که باید سّدشوی یکشب
همیشه خوب بودن را بهانه کردی و رفتی
برای آزمایش هم تو باید بد شوی یکشب
بیا و جای تاریکی چراغ خانهٌ ما شو
نگو شاید شوم روزی که تو باید شوی یکشب
تو در حدی شکیبایی که من بی حد پریشانم
و من بی تابِ آن روزم که تو بی حد شوی یکشب
تو بعد از پیچ آن کوچه گذر کردی ز ایمانت
و سیب از شاخه میافتد و تو مرتد شوی یکسب
هوا ابری و سنگین است و بادی در نمی گیرد
و تو شاید همان باران که می آید شوی یکشب
شبی تاریک و وهم انگیز و نوری هم نمی تابد
چه میشد تو اگر ماهی که میتابد شوی یکشب؟
دلم آن تک سواری را که میخواهد شوی یکشب
ببین رّدِ نگاهم را که خشکیده به راه تو
واین سیلاب اشگی را که باید سّدشوی یکشب
همیشه خوب بودن را بهانه کردی و رفتی
برای آزمایش هم تو باید بد شوی یکشب
بیا و جای تاریکی چراغ خانهٌ ما شو
نگو شاید شوم روزی که تو باید شوی یکشب
تو در حدی شکیبایی که من بی حد پریشانم
و من بی تابِ آن روزم که تو بی حد شوی یکشب
تو بعد از پیچ آن کوچه گذر کردی ز ایمانت
و سیب از شاخه میافتد و تو مرتد شوی یکسب
هوا ابری و سنگین است و بادی در نمی گیرد
و تو شاید همان باران که می آید شوی یکشب
شبی تاریک و وهم انگیز و نوری هم نمی تابد
چه میشد تو اگر ماهی که میتابد شوی یکشب؟
- ۱.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط