N

N


منم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارم
به شوق با تو بودن ها تمام عمر بیمارم

برای عشق شیرینت بریدم از همه عالم
به جز تو از همه وابستگی ها سخت بیزارم
سراپا شور وخواهش می شوم وقتی که می بینم
تب تند نگاهت را به وقت وگاه دیدارم
شکوه هیبت اسطوره های قرن پیشینی ومن آن عکس افسرده که گاهی روی دیوارم

از این بیگانه بودن ها رهایم کن که می دانم
تو هم عاشق ترینی و نداری قصد آزارم

کنارم باش و دنیا را به خوابی خوش تو دعوت کن
حسادت می کند خورشید هم ،وقتی تو را دارم....
دیدگاه ها (۴)

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن کمی باطعم ناب بوسه هایت ا...

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزدعشق اینبار به دیوانه شدن می...

دلبری دارم خیالی ، که دلم را میخردپا به پای من ، مرا بر شهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط