فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن

فقط یکبار دیگر با نگاهت مبتلایم کن
کمی باطعم ناب بوسه هایت اشنایم کن

گرفتارم میان کوچه های بی سرانجامی
از این بن بست پر تکرار هر روزه رهایم کن

گرفتارم میان حجمی از اوار دلتنگی
بیا از قعر گرداب فراموشی صدایم کن
به دور خاطرات تو دخیلی بسته ام هرشب
کمی لبخند و ارامش نثار غصه هایم کن
من ان فریاد خاموشم اسیر بغض و تنهایی
به درد دوری و حسرت دگرکمتر جزایم کن
ندارد بی تو تعبیری تمام خوابهای من
از این رویای بی فرجام یکباره جدایم کن

نباشد ذکر شبهایم براین سرگشتگی مرهم
برای انکه از یادت جدا گردم دعایم کن
دیدگاه ها (۲)

Nﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﮔﺮ ﺣﻀﻮﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ﻗﻨﺎﻋﺖ ...

@ ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن گوشه ی میخانه ها با باده ...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

Nمنم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارمبه شوق با تو بودن ها تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط