سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۲
سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۲
--+-+-+-+-+-+------+---+--+-+--+---+-+-+-
-: خو بریم خرید کوک
+: ی سوال ته ته
-: ته ته ؟ ..هه فک کنم گفته بودم ارباب صدام کن
+: چشم ارباب
-: سوالت چیه؟
+: با چی میریم خرید
-: هه با خر میریم
&: یاه یاه یاه من رفتم فعلا ( جین رفت و ویکوک تنها شدن)
+: تو پرواز نمیکنی ؟
-: خیر
+: آها چه حیف
-: حرف زدن بسه بغلم کن
( با این حرف کوک یاد سریع اول تهیونگ بهش گفت بغلم کن و بعد داخل قصر ظاهر شدن افتاد دلش برا هیونگش تنگ بود )
-: کجایی ؟؟؟ ( باداد)
+: بله چشم اومدم ( کوک تهیونگ رو بغل کرد میتونست بدن عضلاتی مرد رو حس کنه بعد چند دقیقه دید میون انبوهی از مردم هست که دارن خرید میکنن)
-: خوب گوش کن کوک فرار نکن سر صدا نکن
+: چشم
-: خوبه
+: میشه هیونگم رو ببینم
-: منظورت جیمینه
+: اره ( با چشمای عروسکی میگه)
-: نه ( سرد )
+: جیغ میکشم ها
-: خو بکش...همونجا بود که......ادامه دارد شرط ۱۲ لایک
--+-+-+-+-+-+------+---+--+-+--+---+-+-+-
-: خو بریم خرید کوک
+: ی سوال ته ته
-: ته ته ؟ ..هه فک کنم گفته بودم ارباب صدام کن
+: چشم ارباب
-: سوالت چیه؟
+: با چی میریم خرید
-: هه با خر میریم
&: یاه یاه یاه من رفتم فعلا ( جین رفت و ویکوک تنها شدن)
+: تو پرواز نمیکنی ؟
-: خیر
+: آها چه حیف
-: حرف زدن بسه بغلم کن
( با این حرف کوک یاد سریع اول تهیونگ بهش گفت بغلم کن و بعد داخل قصر ظاهر شدن افتاد دلش برا هیونگش تنگ بود )
-: کجایی ؟؟؟ ( باداد)
+: بله چشم اومدم ( کوک تهیونگ رو بغل کرد میتونست بدن عضلاتی مرد رو حس کنه بعد چند دقیقه دید میون انبوهی از مردم هست که دارن خرید میکنن)
-: خوب گوش کن کوک فرار نکن سر صدا نکن
+: چشم
-: خوبه
+: میشه هیونگم رو ببینم
-: منظورت جیمینه
+: اره ( با چشمای عروسکی میگه)
-: نه ( سرد )
+: جیغ میکشم ها
-: خو بکش...همونجا بود که......ادامه دارد شرط ۱۲ لایک
- ۲.۳k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط