{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاگرد لوس من

شاگرد لوس من
پارت 11
ویو نویسنده؛
بین راه هیچ کدوم حرف نمیزدن و فقط سکوت حاکم بین اون دو بود که تهیونگ یه چیزی گفت .
ته: گفتم وسایلت رو بیارن عمارت من پیش من میمونی .
کوک: یعنی منو پذیرفتی؟!
ته: .......
کوک: نه پس نپذیرفتی منم نمیام .
تهیونگ ادم دروغ گویی نبود ولی به خاطر اون دست به هر کاری میکرد حتی قتل سر اون براش یه اتفاق بود .
ته: اره پذیرفتمت .
کوک: واقعنییی ؟! (لوس نه ولی بچگونه)
ته: خب نظرت چیه شب شام رو بریم بیرون ؟!
کوک: بریم دیت یعنی ؟!
ته: نه فقط شام معمولیه بچه ، اوف من بلد نیستم غذا درست کنم پس میریم بیرون امشب همه خدمتکارا مرخصی ان .
کوک: باشه .
حالا جونگکوک کمی پاهاش رو به طرف تهیونگ متمایل کرده بود و انگاری تهیونگ هم از این رازی بود ولی هیچی از چشمای پسر کوچیک تر دور نمیمونه .
کوک: چرا نیشخند میزنی؟!
ته: ها....هیچی هیچی .
کوک: بگوووو .
ته: ای ببخشید رسیدیم وقت پیاده شدنه .
کوک پیاده شد و تهیونگ هم ماشین رو پارک کرد و اومد جلوی در عمارت وایستادن .
(نکته: مینسوک بادیگارد شخصی تهیونگ)
مینسوک: خوش اومدید ارباب .
کوک: ارباب؟!
ته: بعدا راجبش حرف میزنیم .




خب خب قشنگام اینم از این ولی پارت بعدی رو 20 ام اپ میکنم و شرط ها هم برای خرداد زیاد شده بعد خرداد کم میشه نگران نباشید 🎀✨
شرط ها؛
Like :90
Comment:80
Republish:25
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
دیدگاه ها (۲۲)

شاگرد لوس من پارت ۱۰ته: مروارید هاتو هدر نده عزیزک ام .کوک: ...

شاگرد لوس من پارت 9حدوداً یه ربع میشد که آقای جئون داشت غر م...

#قمار_سرنوشت پارت⁷ویو ته رفتم سوار ماشین شدم که یهو گوشیم زن...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط