{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« دانش آموز شیطون من »

« دانش آموز شیطون من »
« پارت دهم » « پارت آخر »
به کوک نزدیک شد و روش خیمه زد و شروع به بوسیدن لبای کوک کرد ، کوک با دستش هیونجین رو به عقب حل می‌داد اما فایده ای نداشت.
کوک : اوممم ولم کن برو اونور اوممم
هیونجین ازش جدا شد و لباس و شلوار کوک رو از تنش بیرون آورد و به گوشه ای از اتاق پرت کرد .
دوتا از انگشتاش رو واردش کرد و تکون داد .
کوک : عاححح ولم کن بزار برم عاححح ( درد ، ترس ،ناله )
هیونجین : هیششش بیبی تو مال خودمی
کوک : من مال تو نیستم من مال تهیونگم ( بغض )
هیونجین: انقدر اسم اون کیم عوضی رو به زبون نیار ( عصبی )
انگشت سوم رو هم واردش کرد .
« بریم سراغ تهیونگ »
ته یونگ اون عمارت رو پیدا کرد و واردش شد و همه افراد هیونجین رو کشت و رسید به اتاقی که صدای کوک داخلش میومد .
در اتاق رو باز کرد و با صحنه ای که دید خون داخل چشماش جمع شد .
هیونجین به کوک تجاوز کرده بود . ( امیدوارم استی ها فوش ندن)
تهیونگ به سمت هیونجین رفت و از یقه گرفتش و انداختش روی زمین و روی شکمش نشست و تا تونست زدش .
به سمت کوک رفت و بغلش کرد .
تهیونگ: بیب ببخشید ، ببخشید که تنهات گذاشتم ( گریه )
کوک : ت..ته مهم نیست همین الان که اومدی خوشحالم که خوبی ( لبخند )
ته یونگ : دیگه تنهات نمیزارم ( بغض )
کوک : تهیونگی گریه نکن خواهش میکنم ( نگران )
ته یونگ اشکاش رو پاک کرد .
ته یونگ : گریه نمیکنم قول میدم ( لبخند )
کوک : بیا از اینجا بریم ، حالم خوب نیست ( بغض )
ته یونگ : اوکی بریم
ته یونگ کوک رو براید استایل بغل کرد و از اون عمارت بیرون اومد و کوک رو گذاشت داخل ماشین .
ته یونگ: عزیزم تو اینجا من میرم به حساب اون کثافت میرسم و میام ( لبخند و نگران )
کوک : ته لطفا بخش آسیب نزن
تهیونگ: کوک اون بهت تجاوز کرده چی میگی ؟
کوک : می‌دونم ولی فقط عاشقه و خودش هم می‌دونه کار اشتباهی کرده
ته یونگ : کوک من نمیتونم همینطور ولش کنم ، اون کسی رو آزار داده که من حاضرم براش جونم هم بدم
کوک : اصلا باشه هرکاری میخوای کن فقط مواظب خودت باش ( بغض )
ته یونگ : چشم مواظبم ( لبخند زد و بوسه ای روی چشم کوک گذاشت )
ته یونگ به رانندش گفت که کوک رو ببره عمارت و به دکتر خبر بده و بعد به یون سو گفت که باهاش بیاد داخل عمارت هیونجین و تا می‌تونه هیونجین رو کتک بزنه .
وقتی رفتن داخل هیونجین به هوش اومده بود ولی افراد تهیونگ به صندلی بسته بودنش .
ته یونگ : میبینم آقای هوانگ به هوش اومده ( نیشخند )
هیونجین : خفه شو کیم ، اموال منو برگردون بهم ( عصبی )
ته یونگ بهش نزدیک شد و گلوش رو محکم گرفت .
ته یونگ : خفه شو تا خودم دهنت آسفالت نکردم کثافت ( عصبیییی سگیییییی)
ته یونگ : جونگکوک از همون اولش هم مال من بود و تو جرعت نداری بهش نزدیک بشی ( عصبیییییی سگیییییییییییی )
هیونجین: هه ، بابا تو خر کی دیگه ( پوزخند از عصبانیت )
تهیونگ: برای بزرگترت زبون درازی نکن کوچولو
هیونجین: اگه بزرگتر از منی پس چرا مغز نداری ( نیشخند )
ته یونگ : مثل تو نیستم که داخل ریده کاری ازش استفاده کنم ، مخصوصا با این کاری که کردی واقعا از خط قرمز من رد شدی ( عصبی )
هیونجین : برام مهم نیست که از خط قرمزت رد شدم یا نه ولی اون مال منه ( عصبی )
تهیونگ به حرف های هیونجین توجه ای نکرد و روبه یون سو گفت :
تهیونگ: یون سو ، یکم ادبش کن بعد داخل بیابون ولش کن بره ( سرد )
یون سو: چشم ارباب ( تا کمر خم شد )
« فلش بک به وقتی که رفت خونه »
وقتی رفت در رو باز کرد که یهو یه خرگوش کوچولو پرید داخل بغلش .
تهیونگ: بانی چیشده ؟ ( لبخند )
کوک : تهیونگی میشه بریم از پرورشگاه یه پسر کیوت بیاریم ( ذوق و لبخندِ کیوت )
ته یونگ : چیشد یهو رفتی داخل فکر بچه ، بانی ؟ ( لبخند )
کوک : آم راستش همینجوری ولی دلم خیلی بچه میخواد ( مظلوم )
ته یونگ : اول بیا یکم با ددی بازی کن ( لبخند )
کوک رو گذاشت روی شونه اش و بلندش کرد و به سمت مبل رفت .
خودش نشست و کوک رو گذاشت روی پاش .
ته یونگ : میخوای با ددی بازی کنی ؟ ( نیشخند )
کوک : آممم چه بازی ؟
تهیونگ: بازیش یکم خشنه ( نیشخند )
کوک : وا..وایسا ته ن..نه ولم کن ( درحال تکون خوردن که بلند بشه )
ته یونگ کوک رو محکم گرفته بود .
خوابوندش روی مبل و روش خیمه زد .
تهیونگ: بانی فقط یکم
کوک : باشه ولی فقط زود تمومش کن
تهیونگ: چشم ( لبخند ) ......
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم خوشتون بیاد 🤗💜✨
بیاین کامنت ها ، فقط یه مقدار کم نوشتم اسمات رو 🔞
خب عسلا این رمانمون هم تموم شد رمان بعدی هم مشخص شده دو روز دیگه معرفی نامه رو میزارم 🌸💫
دیدگاه ها (۱۱)

« دانش آموز شیطون من »« پارت نهم »بعد از کلی حرف زدن و احوا...

« دانش آموز شیطون من » « پارت هشتم »همینطور که داشتن غذا می...

« دانش آموز شیطون من » « پارت هفتم »ته یونگ ، کوک رو خوابون...

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط