چند پارتی
چند پارتی؟!
(نمره)
"نمیبندمم ببندم که چی بشه؟دوباره کتکم بزنی؟"
با صدایی که معلوم بود داره سعی میکنه عصبانیتش مخفی کنه گفت
"ات بهت گفتم اون در و ببند"
پاهامو آوردم بیرون و نگاهش کردم:
"تا سه می شمرم نزدی بغل خودمو انداختم..۱...۲.."
یهو زد کنار..سریع پیاده شدم و شروع به حرکت کردم که مانعم شد
"کجا میخوای بری؟جایی رو داری؟تو از خودت هیچی نداری چرا نمیفهمی؟"
با این حرفاش انگار دنیا رو روی سرم خراب میکرد
...الان داشت سرم منت میذاشت؟
"درسته هیچ جایی رو ندارم..چیه مگه قبل از تو چطوری بود؟اگه هیچی نداشته باشی بهتر از اینه که یکی هی سرت منت بذاره"
"من منت نذاشتم..من فقط دارم میگم.."
"چی؟مگه من خودم خواستم؟یادم نرفته که..من یه دختر پرورشگاهی بیشتر نیستم.الانم دیر نشده.برمیگردم همونجایی که ازش اومدم"
کنارش زدم و راه افتادم ولی دوباره مانعم شد:
"داری خیلی بزرگش میکنی"
تو چشماش نگاه کردم و گفتم:
"دست بزن نداشتی که پیدا کردی.."
(نمره)
"نمیبندمم ببندم که چی بشه؟دوباره کتکم بزنی؟"
با صدایی که معلوم بود داره سعی میکنه عصبانیتش مخفی کنه گفت
"ات بهت گفتم اون در و ببند"
پاهامو آوردم بیرون و نگاهش کردم:
"تا سه می شمرم نزدی بغل خودمو انداختم..۱...۲.."
یهو زد کنار..سریع پیاده شدم و شروع به حرکت کردم که مانعم شد
"کجا میخوای بری؟جایی رو داری؟تو از خودت هیچی نداری چرا نمیفهمی؟"
با این حرفاش انگار دنیا رو روی سرم خراب میکرد
...الان داشت سرم منت میذاشت؟
"درسته هیچ جایی رو ندارم..چیه مگه قبل از تو چطوری بود؟اگه هیچی نداشته باشی بهتر از اینه که یکی هی سرت منت بذاره"
"من منت نذاشتم..من فقط دارم میگم.."
"چی؟مگه من خودم خواستم؟یادم نرفته که..من یه دختر پرورشگاهی بیشتر نیستم.الانم دیر نشده.برمیگردم همونجایی که ازش اومدم"
کنارش زدم و راه افتادم ولی دوباره مانعم شد:
"داری خیلی بزرگش میکنی"
تو چشماش نگاه کردم و گفتم:
"دست بزن نداشتی که پیدا کردی.."
- ۵.۰k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط