من یه دخترم

مَن یه دُختَرَم...:)
وَقتی دِلَم میگیره...
نِمیتونَم اَز خونه بِزَنَم بیرون...
نِمیتونَم شَب نَیام خونه...
نِمیتونَم سیگار بِکِشَم...
نِمیتونَم فَریاد بِزَنَم...
فَقَط میتونَم سَرَمو بزارَم رو زانو هام...
با موهام بازی کُنَم...
لَبَمو بِکَنَم...
یه گوشه اُتاقَم بِشینَم...
بُغض کُنَم...
دَستَمو خَط خَطی کُنَم...
بیصِدا گِریه کُنَم...
بَعدَم با یه لَبخَند فِیکِ مَصنوعی به بَقیه نِشون بِدَم که حالَم خوبه...
شَبا یا اَز خَسْتَگی یا با قُرص خواب بِخوابَم...
وَلی مَن قَویَم...

#ßąran
دیدگاه ها (۱۱)

دِلـَـ‌مْ پـُرِهِـ پـُرهـِـــاُنقـَـدری کِهِـــ اضـآفَــ‌شْ ...

دی هم تمام شد...دفتر بهمن را باز کن...برگ اولش را... با کاغذ...

دُنیــآیِ مَجــآزی...!دُنیــآیـی غَمگیـن...دُنیــآیـی پـُر ا...

•||دُختَرَم? اَما,دِلَم❤ مَردونِہ ?گِرِفتِہ ||•#ßąran

سناریو

ظهور ازدواج پارت ۵۳۳داشتم از استرس و ناراحتی و درد خفه میشدم...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۵ جیمین لبخند عميقي زد و شاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط