{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایه عشق P

مافیایه عشق P:33
هیونجین با تکان ریز فلیکس داخل بغلش بیدار شد چشماش رو باز کرد و بهش نگاه کرد و دلش برای اون پسر کوچیک ضعف رفت فلیکس مثل یه بچه سه ساله تو بغلش جمع شده بود لبخندی زد سرش رو جلو برد و بوسه ای روی پیشانی سفیدش زد که فلیکس اخم ریزی کرد هیونجین دست ازادش رو بین دو ابروش گذاشت و اخم هاش رو از هم باز کرد
هیونجین: اخم نکن فندوق
فلیکس رو دوست داشت و تازه به این نتیجه رسیده بود اون به حدی ناز و تو دلبرو بود که قلب یخی رئیس مافیا رو اب کرده بود و واردش شده بود حتی قبل از این که خودش متوجه بشه چه کاری کرده اون منتظر بود تا هیونجین ازش خسته بشه و رهاش کنه ولی نمیدونت هیونجین عاشقشه و قرار نیست هيچوقت ازش خسته بشه...
هیونجین نمیتونست نگاهش رو از روی صورت کیوت پسر برداره که این کارش باعث بیداری فلیکس شد
فلیکس سرش رو بالا اورد و بهش نگاه کرد
فلیکس: از کی بیداری؟
هیونجین کل حواسش به لب های شیرین فلیکس بود
هیونجین :چند دقیقه ای میشه
فلیکس که متوجه نگاه خیره هیونجین شد خواست ازش جدا بشه که هیونجین کمرش رو محکم تر گرفت و به خودش چسبوند
فلیکس: چه کار میکنی
هیونجین: بهم نگاه کن
فلیکس با اخم سرش رو بالا اورد و بهش نگاه کرد
هیونجین: اسمم رو بگو
اخم فلیکس بیشتر شد
فلیکس: چرا
هیونجین: کاری که گفتم رو بکن
فلیکس: ه...هیونجین
هیونجین: دوباره
فلیکس: هیونجین، هیونجین حالا میخواهی چ...
حرفش با خیمه زن هیونجین روش نصفه موند با دستاش پلوی هیونجین رو گرفت و تا تعجب نگاهش کرد میترسی که هیونجین ازش س*کس بخواد
فلیکس:چه...چه کار میکنی
هیونجین: امروز خیلی خوشکل شدی
فلیکس سعی در پنهان کردن لبخندش شد خوشحال بود که او ازش تعریف میکرد ولی نمیخواست نشونش بده
فلیکس: اوو این حرف رو دارم از یک خلافکار میشنوم
هیونجین: من خلافکار نیستم
فلیکس: ولی تو دزدیدیم
هیونجین: من این کارو نکردم تو خودت اومدی
فلیکس با چشمای گرد نگاهش کرد
فلیکس: تو منو مست کردی و اوردی این میشه دزدیدن
هیونجین: نه تو مخالفت نکردی و همراهم اومدی
فلیکس: چون من بیهوش شده بودم چه جوری مخالفت میکردم اخه
هیونجین وقتی دید حق با فلیکسه و همه جوری بازی رو میبازه سعی کرد بحث رو عوض کنه ابروی بالا داد
هیونجین: الان داری با من بحث میکنی؟
ولی فلیکس از اون چیزی که فکر میکرد زرنگتر بود پس اونم ابروی بالا داد
فلیکس: داری بحث رو عوض میکنی ؟
هیونجین چشماش رو بست و باخت رو قبول کرد و باعث لبخند فلیکس شد
هیونجین: میتونی ازم یک درخواستی کنی...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
دیدگاه ها (۰)

مافیایه عشق P:32هان با سردرد بدی بیدار شد خواست دستش رو بالا...

سلام به عشقام 🤗🦋به دلیل اینکه گزارش نشیم پارت ممنوعه رو داخل...

مافیایه عشق P:30هیونجین زیادی بزرگ بود مطمئن بود نمیتونه کلش...

مافیایه عشق P:14هیونجین لبهایش رو روی لبهای فلیکس گذاشت و ار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط