{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فانوس رهم گشته آن برق نگاه تو.

فانوس رهم گشته آن برق نگاه تو.
چون منتظرم شبهادرکوچه به راه تو.
شایدکه رسد روزی دیدارتوبااین دل.
یکباره فروافتم من درته چاه تو.
فانوس مرابردارهرچند که تاریک است.
من گمشده ام دیگــــــردرعمق نگاه تو.
دیدگاه ها (۶)

شکستم از غم هجرتکجایی!؟نشستم تا به دیدارم بیاییبتو می اندیشم...

نشست بر دل تو مهر همدمی دیگرنشست بر دل من گرد ماتمی دیگرچه م...

دارم ز تو ای چرخِ فلک آه و فغانیگریان شده چشمانم و سوز...

هر شب من و این میزِ بدونِ تو عزیز!این خلوتِ غم خیزِ بدونِ تو...

یاد گمشده یی

# سایه محافظ ## پارت چهاردهم ### سرزمین فراموشی زینب خود را ...

رمان سایه‌های ممنوعه پارت9به تهیونگ و جونگ‌کوک کرد. تهیونگ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط