{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار از یه جای شهر،تا یه جای دیگه ی شهر،باهم پیاده قدم

یه بار از یه جای شهر،تا یه جای دیگه ی شهر،باهم پیاده قدم زدیم..همش بهم میگفت:یواش بیا..یواش بیا تا دیر برسـیم..چون اگه تند بیای،زود میرسیم و باید خداحافظی کنیم..
این پروفایل جدیدشه.. به عشق همون روزه..به یاد همون روزه..
رمزمون برای یادآوریِ دوست داشتن..اگه روش نمیشد بگه دوسِت دارم،این استیکرو 🙏 میفرستاد...
منم بهش میگفتم:
منم 🙏 ...
#دلتنگی ...
دیدگاه ها (۱)

تولد داریم چه تولدیییی😍 تولد یک عدد عشق😍 یک عدد زندگی😍 😍 😍 ...

بازم تولد داریم چه تولدیییی😍 😍 تولدِ یه گوگولیِ دیگهههه😍 😍 😍...

#شهرداری_رشت❤ ..به یادِ روزی که بابا اینجا اومـده بود..😿

تولد دوتا جیگر نزدیکه😃 ..

#Funny boy with proud boyPart 2ꫂৎاین صدای فرشته نجات بود.اتو...

جادویی عشق part ۷۷به اسمون نگاه میکرد. اولش خواستم برگردم ول...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۱صبح پرانرژي بیدار شدم و سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط