{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که خوب دقت میکنم میبینم ما از همون بچگی هیچ شانسی ند

حالا که خوب دقت میکنم میبینم ما از همون بچگی هیچ شانسی نداشتیم زنگ در مردمو که میخواستیم بزنیم فرار کنیم صاحب خونه همون لحظه در خونشونو بازمیکرده بدبختیش اینجاس که زنگ همسایه های اشنا رو میزدیم :|
دیدگاه ها (۱)

هووووف خسته شدم انقد پست گذاشتم یکی نیس بگه مجبوری خووو‌وااا...

بهونه که می گیره !نق که میزنه !بی حوصله که میشه !یعنی دل تنـ...

کسایی که عمه دارن لایک کنندرخواست لایک نیست به خدا می خوام ا...

"دوستانى که رفتين دنبال پدر مادر واقعيتون صبر کنيد منم بيام ...

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟖خاص ترین روح..هه..الان...

سناریو بونتن پارت۵

part:۸

how much i love you so...

حسم به تو... (فصل2

درود به همتون، می‌خوام یکمی حرف بزنم براتون و تا آخر بخونیدش...

love in the dark⑧⑨چند دقیقه بعدرسیدم و چند نفر اومدن /:شما ح...

همسایه طبقه بالاپارت ۱ اسباب‌کشی هیچ‌وقت جزو چیزهایی نبود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط