{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 25

کم کم دست تهیونگ رفت توی شلوار جونگکوک که دیگ دوست پسر کوچک شو گرفت توی دستش

- عاهههه  ولم اییی کن اییی چیکار میکنی ایی دست تو دربیار  عاییی از توی شلوارم  عاهههه

+ هیششش

جیمین رفت جونگکوک و تهیونگ رو صدا بزنه در اتاق رو زد ولی کسی جواب ندارد و مجبور شد درو  باز کرد با اون صفحه مواجه شد و تهیونگ و جونگکوک برگشتن دیدین جیمین با دهن باز داره نگاه شون میکنه جونگکوک زود دست تهیونگ رو از شلوارش در اورد و رفت سمت جیمین

- تو اینجا چیکار میکنی

# امدم صداتون کنم

+ مگه نمیتونی در بزنی

# در زدم ولی شما جواب ندادین و منم دررو باز کردم


+ خب باشع چیکار داشتی

# شوگا گفت که بهتون بگم زود اماده شین که بریم زود برگردیم که خوابش میاد

+ باشع الان میایم توبرو

جیمین رفت جونگکوک که دیدی تهیونگ هواسش نیست شلوار شو دراورد و شلوار بیرونی شو پوشید جونگکوک میخواست بره که تهیونگ از پشت بغلش کرد

+ حالا که دیدی من حواسم نیست شلوارتو درمیاری

- چه خب جیمین گفت زود اماده شین من شلوارمو پوشیدم الانم میخوام برم پیش رفیقم

+ نه نمیزارم  بری من باهات کار دارم

- ددی ولم کن الان دیرمون شده بزار وقتی جیمین و شوگا رفتن

+ اونا پس فردا میرن

- باشع که فردا شب میام پیشت هرکاری میخوای بکن ولی

+ ولی چی

- ولی باید بزاری امشب پیش جیمین بخوابم و شماهم مزاحم نشین

+ چیکار میخواین کنین

- این دیگه به منو جیمین ربط داره

+ عععع پس همینجا وایستا کارت دارم

تهیونگ رفت به جیمینو شوگا گفت .....‌..‌‌
دیدگاه ها (۱۰)

گل خونی پارت 24- هیچی میخوام شلوار مو دربیام ولی این میخواد ...

گل خونی پارت 23 جونگکوک هم پرید بغل تهیونگ - واقعا میزاری + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط