{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عابرین ای عابرین

عابرین ای عابرین

بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر

دشمن می رسد می کوبدم بر در

خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر

وای بر من

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را

تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون

تیرهای زهر را دلخون

وای بر من



نيما
دیدگاه ها (۱)

زردها بیهوده قرمز نشدند قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار ...

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی ازین زمانه دلم سیر می شود گا...

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر. ...

بچه که بودیم یادمون دادن که شروع هر کاری با نام خداست و فقط ...

مالِ منپارت ۱۰ | شکستن سکوتسه روز...از فرار ژولیت گذشته بود....

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وهفتم | قبرستان کلاغساعت ۱۱:۴۷ شببارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط