آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست
آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست
این چنین عشق دلش به سینه بگذاشت کجاست
منکه که در حسرت او سوخته و باخته ام
انکه هر شعر مرا معجزه انگاشت کجاست
انکه او با تپش قلب و دل افسونش
در دلم اتش عشق دل خود کاشت کجاست
منکه عاشق به قد و قامت او گشتم لیک
انکه قامت به قد سرو برافراشت کجاست
انکه در باغ دلم گشت و دل معشوقش
مثل یک بوته بچید و غم خود کاشت کجاست
انکه عاقل شد و از دام دلم فارغ شد
دل من را قفس و محبسه پنداشت کجاست
این چنین عشق دلش به سینه بگذاشت کجاست
منکه که در حسرت او سوخته و باخته ام
انکه هر شعر مرا معجزه انگاشت کجاست
انکه او با تپش قلب و دل افسونش
در دلم اتش عشق دل خود کاشت کجاست
منکه عاشق به قد و قامت او گشتم لیک
انکه قامت به قد سرو برافراشت کجاست
انکه در باغ دلم گشت و دل معشوقش
مثل یک بوته بچید و غم خود کاشت کجاست
انکه عاقل شد و از دام دلم فارغ شد
دل من را قفس و محبسه پنداشت کجاست
- ۴۲۰
- ۲۹ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط