{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست

آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست
این چنین عشق دلش به سینه بگذاشت کجاست

منکه که در حسرت او سوخته و باخته ام
انکه هر شعر مرا معجزه انگاشت کجاست

انکه او با تپش قلب و دل افسونش
در دلم اتش عشق دل خود کاشت کجاست

منکه عاشق به قد و قامت او گشتم لیک
انکه قامت به قد سرو برافراشت کجاست

انکه در باغ دلم گشت و دل معشوقش
مثل یک بوته بچید و غم خود کاشت کجاست

انکه عاقل شد و از دام دلم فارغ شد
دل من را قفس و محبسه پنداشت کجاست
دیدگاه ها (۲)

. آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست این چنین عشق دلش به سینه ...

آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست این چنین عشق دلش به سینه بگ...

آنکه دائم نفسش حس مرا داشت کجاست این چنین عشق دلش به سینه بگ...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منمآنکه دائم نفسش حس تورا داشت...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منمآنکه دائم نفسش حس تورا داشت...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منمآنکه دائم نفسش حس تورا داشت...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منمآنکه دائم نفسش حس تورا داشت...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم ...این چنین عشق تو در سینه ...

‌ آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگ...

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه نگهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط