(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ³⁰
جیمین : روی پیشونیم نوشته عامل مصیبت ولی تو میتونی اسمشو بزاری تقدیس گر گناه من شاهزاده ی جهنم و مامور عذابتم
....ا..اد.لر
جیمین : اوه پس میشناسیم خوبه..خوبه
کم کم به سمت مرد ترسیده قدم برداشت که با هر میزانی که توی روشنایی کم اتاق ميومد جلو اون مسئول فاسد میتونست بیشتر چهره جدی ای که با ماسک پوشونده شده بود و چشمایی که حتی با یه نگاهشون باعث قبض روحشون میش رو ببینه
اون نگاه جوری تیره و ترسناک بود که باعث میشد فکر کنه اون مرد یه انسان نیست و شاید واقعا از قعر جهنم پا به زمین گذاشته با هر قدم ادلر اون یه قدم عقب تر رفت که اخر روی تخت افتاد و قدماش جلوی تخت و پاهای مرد نیمه برهنه متوقف شد
....چر..چرا اینجایی؟ من کاری نکردم چی میخوای
جیمین : بهت اخطار داده شده بود که دست از کثافت کاری های سیاسیت برداری و انقدر عوضی نباشی از رشوه .
دادن تا خریدن قاضی و تهدید خانواده ی مقتول ها برای پوشوندن گند کاریای پسر روانیت که سادیسم داره
و تو حتی جلوشو نگرفتی چون فکر کردی خونت از مردم عادی که زیر دستای پسرت جون میدن رنگین تره؟ و بعد اخطار چی گفته بودی؟ فراموش کردم...اها یادم
اومد گفته بودی حتی خداهم نمیتونه منو مجازات کنه میدونی؟ خدا رو عصبانی کردی پسر بد و خدام منو برای مجازاتت فرستاد تا بفهمی تو هیچی نیستی
....گو..گوش کن پسرم یه الفای جوونه ؛ جوونا شیطنت میکنن دیگه میدونی که ... خود.. خودتم بهت میخوده ی الفاي كم سنوسال باشی پس حتما درکش میکنی توهم کم خون نریختی ها؟
صدای خنده های ادلر توی اتاق پیچید که بیشتر شبیه ناقوس مرگ بود تا یه خندهی عادی و با لحن بم تر شده ى الفايي الفای خون خالص مرد بتا ناخوداگاه سرشو پایین انداخت و به خودش لرزید
جیمین : درسته. من خون ریختم ؛ اما خون حرومزاده هایی مثل تورو نه مردم بی گناهیی که چون پدرشون مث تو یه سیاست مدار کثیف نیست قدرتی ندارن و پسرت هربار بلایی سرشون میاره
میدونی با چشمای خودم دیدم که اون پسر بچه ی گارسون بیچاره رو مجبور کرد صرفا به خاطر اینکه یه بتاست غذایی
که پسرت روی زمین ریخته بود لیس بزنه و بعدش اونقدر کتکش زده بود که پسر ذره ذره زیر دستش جون داد و مرد و حتی بخاطر همون پسر بچه هم که شده قسم میخورم نابودت کنم
....اون فقط یه فیلم دوربین مدار بسته ی لعنتیه.. ببین هر چقدر پول بخوای بهت میدم؟ها؟ اصلا رمز گاوصندوقمو بزن پراز شمش طلاست همش مال تو فقط از جونم بگذر و برو من هیچی به کسی نمیگم قول میدم نظرت...
part ³⁰
جیمین : روی پیشونیم نوشته عامل مصیبت ولی تو میتونی اسمشو بزاری تقدیس گر گناه من شاهزاده ی جهنم و مامور عذابتم
....ا..اد.لر
جیمین : اوه پس میشناسیم خوبه..خوبه
کم کم به سمت مرد ترسیده قدم برداشت که با هر میزانی که توی روشنایی کم اتاق ميومد جلو اون مسئول فاسد میتونست بیشتر چهره جدی ای که با ماسک پوشونده شده بود و چشمایی که حتی با یه نگاهشون باعث قبض روحشون میش رو ببینه
اون نگاه جوری تیره و ترسناک بود که باعث میشد فکر کنه اون مرد یه انسان نیست و شاید واقعا از قعر جهنم پا به زمین گذاشته با هر قدم ادلر اون یه قدم عقب تر رفت که اخر روی تخت افتاد و قدماش جلوی تخت و پاهای مرد نیمه برهنه متوقف شد
....چر..چرا اینجایی؟ من کاری نکردم چی میخوای
جیمین : بهت اخطار داده شده بود که دست از کثافت کاری های سیاسیت برداری و انقدر عوضی نباشی از رشوه .
دادن تا خریدن قاضی و تهدید خانواده ی مقتول ها برای پوشوندن گند کاریای پسر روانیت که سادیسم داره
و تو حتی جلوشو نگرفتی چون فکر کردی خونت از مردم عادی که زیر دستای پسرت جون میدن رنگین تره؟ و بعد اخطار چی گفته بودی؟ فراموش کردم...اها یادم
اومد گفته بودی حتی خداهم نمیتونه منو مجازات کنه میدونی؟ خدا رو عصبانی کردی پسر بد و خدام منو برای مجازاتت فرستاد تا بفهمی تو هیچی نیستی
....گو..گوش کن پسرم یه الفای جوونه ؛ جوونا شیطنت میکنن دیگه میدونی که ... خود.. خودتم بهت میخوده ی الفاي كم سنوسال باشی پس حتما درکش میکنی توهم کم خون نریختی ها؟
صدای خنده های ادلر توی اتاق پیچید که بیشتر شبیه ناقوس مرگ بود تا یه خندهی عادی و با لحن بم تر شده ى الفايي الفای خون خالص مرد بتا ناخوداگاه سرشو پایین انداخت و به خودش لرزید
جیمین : درسته. من خون ریختم ؛ اما خون حرومزاده هایی مثل تورو نه مردم بی گناهیی که چون پدرشون مث تو یه سیاست مدار کثیف نیست قدرتی ندارن و پسرت هربار بلایی سرشون میاره
میدونی با چشمای خودم دیدم که اون پسر بچه ی گارسون بیچاره رو مجبور کرد صرفا به خاطر اینکه یه بتاست غذایی
که پسرت روی زمین ریخته بود لیس بزنه و بعدش اونقدر کتکش زده بود که پسر ذره ذره زیر دستش جون داد و مرد و حتی بخاطر همون پسر بچه هم که شده قسم میخورم نابودت کنم
....اون فقط یه فیلم دوربین مدار بسته ی لعنتیه.. ببین هر چقدر پول بخوای بهت میدم؟ها؟ اصلا رمز گاوصندوقمو بزن پراز شمش طلاست همش مال تو فقط از جونم بگذر و برو من هیچی به کسی نمیگم قول میدم نظرت...
- ۲۳۳
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط