{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زانو هایم را در اغوش کشیده بودم آنگاه که تو برای در آغ

من زانو هایم را در اغوش کشیده بودم آنگاه که تو برای در آغوش کشیدن
دیگری به زانو درآمدی
دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردن دلتنگ ازبودونبود از روزایی که همیشه دردن دلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گن دلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن..........
دیدگاه ها (۱)

گناه نه... چاره ای نبود... طعم سیب میداد لبهایت!!! طاق زدم ...

چیـــــــزهایی هســـــــت که نمی دانـــــــــــی ... مثل عمـ...

لبهایم خاموشند ولی ای کاش غوعای درونم را میشنیدی و باور میکر...

تحمل کردن قشنگه اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم انتظار آسون...

#درخواستی #تکپارتیوقتی خیانت میکنه........ هیونجین روی تخت ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط