{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی خیانت میکنه........
هیونجین روی تخت لم داده بود و گوشی دستش بود پیام‌ها یکی یکی می‌اومدن:
؟: میای فردا با هم بریم کافه؟
هیونجین لبخندی زد، گوشی رو بیشتر به صورتش نزدیک کرد
هیونجین: باشه، ساعت ۵ اونجا باش
بعد، گوشی رو کنار گذاشت و به ا/ت نگاه کرد که مشغول کتاب خوندن بود یه حس گناه کوچیک رفت تو دلش، اما خیلی زود خودش رو با جمله ی "فقط یه تفریح کوچیکه...مهم نیست" قانع کرد
دقیقا همون لحظه، یه پیام دیگه از اون دختر اومد:
"دلم واسه‌ت تنگ شده"
هیونجین به خوبی میتونست لحن خیلی دخترونه ای که دختر حرف میزد رو تصور کنه(دختره ی پیک می😑)
هیونجین بدون اینکه جوابشو بده گوشیو خاموش کرد و چشماشو بست
با خودش فکر کرد که چقدر همه چیز هیجان‌انگیزه و خطرناکه، یه حس عجیب داشت، هم از اینکه داره ا/ت رو فریب می‌ده، هم از اینکه داره چیزی رو تجربه می‌کنه که همیشه دوست داشته یعنی وقت گذروندن با دختری که به هیچ خواسته ایش نه نمیگفت
ا/ت با اینکه دوسال با هیونجین بود هنوز بهش اجازه لمس بدنش رو نداده بود...
فردای اون روز، هیونجین تو خیابون قدم می‌زد و دوباره پیام‌ ها رو چک می‌کرد
توی ذهنش یه صدا بود که می‌گفت: این کار اشتباهه اما هیونجین به خودش گفت: نه بابا، فقط یه چیز کوچیکه، مهم نیست...
وقتی رسید کافه هیونجین خنده‌اش رو پنهان نکرد
_خوشحالم اومدی، دلم واسه این لحظه تنگ شده بود
دختره: اوپاااا از دیدنت خوشحالم
اون روز تمام شد و هیونجین بدون عذاب وجدان ظاهری ا/ت رو دعوت کرده بود خونه اش تا باهم فیلم ببینن
ا/ت منتظر هیونجین بود که بره پیشش تا باهم فیلم ببینن (هیونجین سرویس بوده) که یهو نوتیفی روی گوشی هیونجین اومد که توجهش رو جلب کرد...وقتی گوشی رو چک کرد یه پیام عجیب دی:
"هیونجیناا دیروز خیلی خوش گذشت"
چشمای ا/ت گشاد شد
×چ...چی...؟!
پیام رو دوباره خوند و این بار جزئیات بیشتری دید که هیچ منطقی نمی‌تونست توجیهش کنه، لحظه‌ای یه سکوت سنگین فضا رو پر کرد دستای ا/ت یخ کرده بود نفس کشیدن براش سخت شد به یاد تمام روزهایی افتادی که فکر می‌کرد هیونجین هیچوقت یکی دیگه رو بهش ترجیح نمیده اما هیونجین برای خودش، دور از دید ا/ت یه دنیای دیگه داشت
وقتی هیونجین از سرویس اومد با لبخند همیشگیش گفت خب خب بیا فیلم رو شروع کنیم تو هنوز ساکت بودی، نگاهت یخ زده و پر از درد بود
×داری چیکار میکنی؟
هیونجین چند لحظه ایستاد...نگاهش افتاد به گوشیش که دست ا/ت بود انگار نمی‌دونست چی بگه
_برات توضیح میدم
×چیو میخوای توضیح بدی؟ خیانتی که بهم کردی؟
چشماش به زمین افتاد و نمی‌تونست نگاه ا/ت بکنه سکوتی سنگین فضا رو پر کرد، فقط صدای ضربان قلب ا/ت و صدای تنفس هیونجین بود
_تو...بهم دروغ گفتی و تمام مدتی که میومدی پیشم با اون دختر تو رابطه بودی
هیونجین فقط ساکت بود، انگار هیچ توجیهی وجود نداشت ا/ت اون لحظه فهمید که حتی نزدیک‌ترین آدم بهت هم می‌تونه خیانت و کارهایی در حقت بکنه که اصلا توقع نداری
هیونجین نفس عمیقی کشید و بالاخره نگاهشو داد به ا/ت چشماش پر از حسرت و عصبانیت از خودش بود...
_ ا/ت..من....واقعاً....من واقعا نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم....
×شروع؟! همه چی روشنه هیونجین...
هیونجین سرش رو پایین انداخت
_می‌دونم...و حقیقتاً ازت معذرت می‌خوام...من اشتباه کردم یه اشتباه خیلی بزرگ ولی.....
×ولی چی؟ که من فقط باید همه چیزو فراموش کنم و باهات ادامه بدم؟
چند ثانیه سکوت شدیدی بینشون افتاد هیونجین دستش رو به سمت ا/ت دراز کرد، اما اون حتی نگاهشم نکرد
_من...گناهکارم واقعاً می‌فهمم که با این کارم اعتماد تورو نسبت به خودم خدشه دار کردم ولی هنوز...هنوز دوستت دارم...
چشمای ا/ت پر از اشک شد، نمی‌تونست کلماتش رو باور کنه
×دوست داشتن؟ هیونجین، دوست داشتن یعنی احترام گذاشتن، نه دروغ و خیانت
هیونجین سرش رو پایین انداخت و نفسش گرفته بود
_می‌دونم...و حاضرم هر کاری کنم تا جبران کنم، حتی اگه دیر شده باشه...فقط نمی‌خوام تو رو از دست بدم
ا/ت چند لحظه گناهش کرد اشک تو چشاش جمع شده بود، هنوز نمی‌دونست باید چه واکنشی داشته باشه سکوتی عمیق بینشون بود، سکوتی که پر از درد، خیانت و شاید...فرصتی برای بخشش، یا پایان بود
×دیگه نمیخوام باهات ادامه بدم...تو یه عوضی بیش نیستی
_اما ا/ت...
هیونجین رفت سمت ا/ت و دستشو گرفت اما ا/ت اونو پس زد و کیف و گوشیشو برداشت و زد بیرون...
و دیگه هیونجین رویی برای نگه داشتن ا/ت نداشت اون دختری بود که واقعا هر پسری آرزوی داشتنش رو داشت اما هیونجین اینو دیر متوجه شده بود، زمانی که اون دیگه رفته بود
END
دیدگاه ها (۲)

گل دخترا باید بگم که تا زمانی سناریو های قبلی به حداقل 40 ال...

#درخواستی #دو_پارتیوقتی...... The Last Partیه صدای ممتد توی ...

#درخواستی #تکپارتیوقتی از آمپول میترسی..... ا/ت از دیشب تب د...

#درخواستی#دو_پارتیوقتی عضو نهمی و روش کراشی..... Part 1ا/ت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط