{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد

کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد
کاش بر صورت ماهت نظرم می افتاد

کاش از چشم تر تو دو سه قطره باران
پسر فاطمه بر چشم ترم می افتاد

کاش در لحظه ی تاریک گناهان آقا
مرده بودم به خدا بال و پرم می افتاد

کاش از سوی تو ای صاحب ما یک قرعه
گریه و ناله به وقت سحرم می افتاد

کاش آن روز که در کرب و بلا می باشی
لحظه ای هم گذر من به حرم می افتاد

کاش هر جمعه که می شد، فقط از عشق خودت
فکر دنبال تو گشتن به سرم می افتاد
دیدگاه ها (۱)

خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم م...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط