چند پارتیی جدید دارینن گلیلیلیلی ( نمیفهمم چرا من خوشحالم
چند پارتیی جدید دارینن گلیلیلیلی ( نمیفهمم چرا من خوشحالم 🤣)
____________________________________
وقتی برادراتن...
پارت¹
نامجون و جیهوپ با کلافگی اومدن سمته ات
نامجون و جیهوپ: ات بیدارشووووو..الان مدرست دیر میشه
ات: وایی ولم کنین بزارین بخوابم ( خوابالو)
جین : هنوز بیدار نشده؟
نامجون: نهههه
جونگکوک: من یه فکری دارم بیاید بریم
همه از اتاقه ات اومدن بیرون و بعد چند مین با پارچ آب اومدن توی اتاق
جونگکوک: ۱...۲...۳ بریزیننن
اعضا پارچ آب هارو ریختن روی ات که ات با وحشت بلند شد و غر میزد، اعضا سریع دست به کار شدن و اتو روی میز گذاشتن و به زور بهش صبحونه میدادن
ات: ایی بابا من گشنم نیس چه گیری دادین به من
جین: هیسسس باید همشونو بخوری وگرنه با دمپایی باهات خداحافظی میکنم
تهیونگ: راستی شوگا کجاست؟
جیمین: من که ندیدمش
یهو شوگا داد زد
شوگا: ای بابا چرااا ساکت نمیشین میخام بخوابممممم
ات هم داد زد
ات: همینو بگو..نمیفهمم چه مشکلی با خواب دارین
اعضا: عه؟؟ خودت خواستییی
اعضا شروع کردن به قلقلک دادن ات
ات: باشه...باشه گوه خوردم
جیمین: بدو برو لباساتو عوض کن داره دیر میشه
ات رفت لباساشو عوض کرد و جیمین رسوندش مدرسه
جیمین: ات..یادت نره....دعوا نمیکنی...به کسی فحش نمیدی..و دردسرم درست نمیکنی اوکی؟
ات: باشه بابا مردممم انقدر گفتییی
جیمین: بای بای
ات: بایییییی
ات رفت مدرسه و جیمینم رفت عمارت
جیمین: هوفف امیدوارم دوباره دردسر درست نکنه
جونگکوک: پسرا...تا حالا دقت کردین که ما چقدر مدرسه اتو عوض کردیم؟( خنده)
جین: وایی آره..اگه اینبار دردسر درست کنه بیچاره شدیم
شوگا که تازه از خواب بیدار شده بود با قیافه خیلی کیوتی رفت پیشه اعضا
شوگا: خواهر خوشگلم به خودم رفته
جین: والا به خاطره خواهر خوشگل شما انقدر مدرسه عوض کردیم که تعدادش از دستمون در رفته
اعضا با این حرف جین زدن زیره خنده ، درسته! ات دختر خیلی دردسر سازی بود و همیشه دعوا میکرد تو مدرسه در حدی که بیچاره ها بیهوش میشدن و اعضا مجبور میشدن هر دفع مدرسشو عوض کنن
جونگکوک: پسراا بدونیننننن بریم شرکت
اعضا: واییی راس میگی
ات داشت واسه خودش قدم میزد که.....
ادامه دارد...
چطوره ؟😁
____________________________________
وقتی برادراتن...
پارت¹
نامجون و جیهوپ با کلافگی اومدن سمته ات
نامجون و جیهوپ: ات بیدارشووووو..الان مدرست دیر میشه
ات: وایی ولم کنین بزارین بخوابم ( خوابالو)
جین : هنوز بیدار نشده؟
نامجون: نهههه
جونگکوک: من یه فکری دارم بیاید بریم
همه از اتاقه ات اومدن بیرون و بعد چند مین با پارچ آب اومدن توی اتاق
جونگکوک: ۱...۲...۳ بریزیننن
اعضا پارچ آب هارو ریختن روی ات که ات با وحشت بلند شد و غر میزد، اعضا سریع دست به کار شدن و اتو روی میز گذاشتن و به زور بهش صبحونه میدادن
ات: ایی بابا من گشنم نیس چه گیری دادین به من
جین: هیسسس باید همشونو بخوری وگرنه با دمپایی باهات خداحافظی میکنم
تهیونگ: راستی شوگا کجاست؟
جیمین: من که ندیدمش
یهو شوگا داد زد
شوگا: ای بابا چرااا ساکت نمیشین میخام بخوابممممم
ات هم داد زد
ات: همینو بگو..نمیفهمم چه مشکلی با خواب دارین
اعضا: عه؟؟ خودت خواستییی
اعضا شروع کردن به قلقلک دادن ات
ات: باشه...باشه گوه خوردم
جیمین: بدو برو لباساتو عوض کن داره دیر میشه
ات رفت لباساشو عوض کرد و جیمین رسوندش مدرسه
جیمین: ات..یادت نره....دعوا نمیکنی...به کسی فحش نمیدی..و دردسرم درست نمیکنی اوکی؟
ات: باشه بابا مردممم انقدر گفتییی
جیمین: بای بای
ات: بایییییی
ات رفت مدرسه و جیمینم رفت عمارت
جیمین: هوفف امیدوارم دوباره دردسر درست نکنه
جونگکوک: پسرا...تا حالا دقت کردین که ما چقدر مدرسه اتو عوض کردیم؟( خنده)
جین: وایی آره..اگه اینبار دردسر درست کنه بیچاره شدیم
شوگا که تازه از خواب بیدار شده بود با قیافه خیلی کیوتی رفت پیشه اعضا
شوگا: خواهر خوشگلم به خودم رفته
جین: والا به خاطره خواهر خوشگل شما انقدر مدرسه عوض کردیم که تعدادش از دستمون در رفته
اعضا با این حرف جین زدن زیره خنده ، درسته! ات دختر خیلی دردسر سازی بود و همیشه دعوا میکرد تو مدرسه در حدی که بیچاره ها بیهوش میشدن و اعضا مجبور میشدن هر دفع مدرسشو عوض کنن
جونگکوک: پسراا بدونیننننن بریم شرکت
اعضا: واییی راس میگی
ات داشت واسه خودش قدم میزد که.....
ادامه دارد...
چطوره ؟😁
- ۱.۴k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط