{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما تو هم ، یاد از صفای من نکردی

اما تو هم ، یاد از صفای من نکردی
یاد از صفای بی ریای من نکردی

با باد بالیدی و در باران گذشتی
پرواز حتی در هوای من نکردی

لبخندهایت را به من بخشیدی ــ اما
فکری برای گریه های من نکردی

من ، قصه از زنجیر میگفتم ، ولی تو
خود را اسیر ماجرای من نکردی

جز طعنه های خود ـــ که کاری سهمگین بود ــ
این روزها ، کاری برای من نکردی !



سهیل محمودی
دیدگاه ها (۱)

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ستپشت پرچین من این...

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر استبی قرارم کرده و گفته صبور...

می روی بعد تو پای سفرم می شکندمهره به مهره تمام کمرم می شکند...

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقطجنگجویی خسته از پیکار می فهمد...

در نیمه های شب پارت یازدهم ( فلش بک به زندگی زاندر)

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط