{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطراتت راسوزاندم..!بوى خوش هيزمش بيقرارم کرد..!دوباره دل

خاطراتت راسوزاندم..!بوى خوش هيزمش بيقرارم کرد..!دوباره دلتنگت شدم.
دیدگاه ها (۴)

پسری از حکیم پرسید:چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشومدر حالی ...

چشمانت را قاب میگیرم و روی آن مینویسم فروشی نیست....!!!! ﻫﺮ ...

بچه فامیلمون ۸ سالشه از باباش تبلت میخواد ما ۸ سالمون بود دس...

پسر عمم با یه دختره دوس شده بود فک کنم اولین بارش بود؛ میخوا...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟧 دراز کشیده بودن، روی تخت یونگی، ک...

شب بخیر آرام دلم.🫂امروز هم با فکرِ تو تمام شدو دوباره عاشقت ...

خب خب خب اول ظهور داشمون رو تبریک بگید بلاخره حضور پیدا کرد😂...

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

اینجا مزارع چای روستای سطلسر است که در قلب لاهیجان عروس شهره...

وقتی دیدمش، پرنده‌ای بود زخمی و نیمه‌جان؛بی‌پناه و خسته، با ...

🐰🎤 ~ جونگکوک یه گفت‌وگوی کوتاه با خبرنگار داشت 🥹💜👤 خبرنگار: ...

یک عده امروز می‌گویند: «صنعت هسته‌ای را بدهیم برود، راحت‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط