پسری از حکیم پرسید:
پسری از حکیم پرسید:
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم؟
حکیم جواب داد :به من بگو چرا زندگی میکنیم
در حالی که میدانیم در آخر می میریم!؟
پسر با پشت دست محکم زد تو دهن حکیم
و گفت سوال منو با سوال جواب نده...
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم؟
حکیم جواب داد :به من بگو چرا زندگی میکنیم
در حالی که میدانیم در آخر می میریم!؟
پسر با پشت دست محکم زد تو دهن حکیم
و گفت سوال منو با سوال جواب نده...
- ۱.۱k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط