{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏾در گندمزار ایستاده‌ای

✍🏾در گندمزار ایستاده‌ای
و ویولون در دستانت
آهنگ باد را می‌نوازی

خوشه‌ها سر خم کرده‌اند
به احترام زنی
که از میان طلاها می‌گذرد

نت‌ها روی دانه‌ها می‌ریزند
و گندم‌ها
به رقص در می‌آیند

تو اما
نه ویولون را می‌بینی
نه گندمزار را
چشمانت جایی دورتر است
جایی که زن
هنوز از خودش
شعر نگفته است

✍🏾دلنوشته های یک زن
دیدگاه ها (۰)

زیر برج ساعت لندن

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،و باد، سیم‌های گیتارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط