{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم؛

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم؛
چه‌ها که داشتم!
خودم را داشتم که قدم می‌زدم
کیف می‌کردم
می‌رفتم ورق بازی می‌کردم
حاکم می‌شدم
وَ دل را،
حکم می‌کردم
وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم،
شب‌ها زود می‌خوابیدم
وَ خوابت را زود می‌دیدم
وَ کَله‌سَحر بیدار می‌‌شدم وُ
از پنجره تو را می‌دیدم
وَ دیدَنِ تو را زنده‌گی داشتم
وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم،
چه‌ها که داشتم!
تو را داشتم که کنارم بودی
زیبا می‌شدی، لوس می‌شدی
دیده می‌شدم.
هر روز به‌من می‌رسیدی وُ
گُلِ من، می‌شدی
وَ فکر کن،
اگر تو را دوست نداشتم
این فکرها را هم نداشتم...




افشین صالحی
دیدگاه ها (۵)

گاه یک سنجاقک به تو دل می بنددو تو هر روز سحر می نشینی لب حو...

من تنهاییزورم به معشوقه هایت نمی رسدبادبارانکوچهرنگین کمانای...

ساده از دست ندادم دل پر مشعله راتا تو پرسیدی و مجبور شدم مسأ...

بیژن جلالی

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط