{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک ، همه معنی یک زندگی است..
دیدگاه ها (۶)

من تنهاییزورم به معشوقه هایت نمی رسدبادبارانکوچهرنگین کمانای...

سیبی که در نگاه تو می چرخد آدم را وسوسه می کند بیا از این جه...

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم؛چه‌ها که داشتم!خودم را داشتم...

ساده از دست ندادم دل پر مشعله راتا تو پرسیدی و مجبور شدم مسأ...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

(لانه ی وسوسه) تام ریدل

مرد سایه ها ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط