{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

↯↯No cm↯↯

↯↯No cm↯↯

دیگر بازی بس است

بیا شمشیرها را کنار بگذاریم

دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم

اما چرا دست های تو خونیست و پشت من می سوزد ؟

✖Alone Boy✖
دیدگاه ها (۲)

↯↯No cm↯↯دو رکعت گریه... برای خاطره هایم... یک قنوت سکوت!!!ب...

↯↯No cm↯↯مــــَن اَگــــــــِه حاَلــــَم بـــــَدِ اَگـــــ...

↯↯No cm↯↯گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت...گاهی باید بگذاری...

↯↯No cm↯↯یـــک تیـــــغ...یــک عــــالمـه بغض...یــک دنیـــا...

تو را که دوست دارم،انگار جهان کمی زیباتر نفس می‌کشد...صبح‌ها...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

بازی های میراثنویسنده جنیفر لین بارنزژانر معمایی و جناییدرب...

پارت۸|بازی بدون بازگشتکوک: بستنی بخوریم؟ته: بخوریمجین: شما ر...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

کسی که تفنگ دشمن را نشانه ایران کرد، امروز حق ندارد مدافع مع...

سناریو

شاهد:خوش‌ چشم: کارمند فلان وزارتخانه و بانک که فرار کرده رفت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط