{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که چترت را گشودی در کنارم

وقتی که چترت را گشودی در کنارم

با یک دلِ ابری هوس کردم ببارم


در گیر و دار قحطیِ یک لحظه شادی

لبخندهایت می شود دار و ندارم ..


عمری فقط از غصه ها گفتم برایت

از صبر تو .. از چشم هایت شرمسارم
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

پارت ۸ 🖤جیمین با عصبانیت به جونگ‌کوک نگاه کرد.— «بهت اعتماد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط