{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهترین قسمتش این بود

بهترین قسمتش این بود
که پرده ها را کشیدم
و زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه روز تمام
در تخت خواب ماندم
و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد!

#چارلز_بوکوفسکی
دیدگاه ها (۱۰)

گفت :طلبت چیست بگو ؟گفتم ای مرشد میخانه ی عشقدو سه پیمانه مر...

پاهایم ؛سست می‌شوندکند می‌شوندسنگ می‌شوندمی‌ایستمنگاه می‌کنم...

یکی می رود، یکی می ماند،کسی که رفته،با چیزهای تازه مواجه می ...

خیلی مهمّ است که یک نفر ، فقط یک نفر....کمی مکث کرد ،انگار ب...

نام فیک: عشق مخفیPart: 49ویو ات*جیمین نگام کرد با نگرانی*د. ...

پارت ۲۱ رز وحشیات... توی اتاقم روی تخت دراز بودم دلم برای ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط