{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسلامتی پسری که به عشقش گفت...دیشب با دوستم رفته بودم قلی

بسلامتی پسری که به عشقش گفت...دیشب با دوستم رفته بودم قلیون سرا.... روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشق دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین....دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن ،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم ..... .....خیـــــــلی پستی........

بسلامتی پسری که اسم عشقش رو تو بازوش خالکوبی کرده بود....
اما غافل از اینکه عشقش اسمش رو اشتباهی بهش گفته.

.
.
.
.
سلامتی پسری که از داداش عشقش کتک خورد ...
عشقش ازش پرسید :چرا توهم کتکش نزدی؟ سرشو پایین انداخت و زیر لب گفت:اخه چشماش شبیه تو بود ...
دیدگاه ها (۴)

استقلال عزیزم هنگامیکه نام زیبایت را میشنوم به خود میبالم و...

سلام بچه ها میخوام تا تولد آرش برهانی این پست حدود500لایک بخ...

یکی بیاد بحرفیم من تا ساعت12هستم یعنی نیم ساعت دیگع پس بدووو...

آبجیا داداشا آلبوم مرحوم پاشایی"اسمش عشقه"خیلی قشنگه حتما گو...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 218♡⁠。⁠)⁩دستشو ...

رمان تو خود منی

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۵: نجواهایِ دیوارهااتاق بعد از رف...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙3ویو جنیجاده‌ی فرعی، باریک و تاریک بود. فقط نور کم...

اهم کپشن مهم

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط